X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
عکاس جانباز - روزنوشت های جانبازی

روزنوشت های جانبازی

دست نوشته های یک جانباز وبگرد

شنبه 28 آبان‌ماه سال 1384 ساعت 04:11 ب.ظ

عکاس جانباز

روز چهارشنبه ۲۵ /۸/۱۳۸۴هر چه تلاش کردم نشد مطالبی وارد وبلاگ نمایم  واین مطالب آنروز است از روزنامه جوان:

 

گفت و گو با کوروش ابوطالب امام (عکاس دفاع مقدس)

باز هم در جنگ با زندگى، پیروز خواهم شد

چندى پیش طرح «رویش در سپیده» را به ستاد بازسازى ارایه داد که پس از تایید طرح، عکس هایى را از دوران بمباران و تخریب شهرهاى کشورمان در کنار تصاویر بازسازى شده همان مناطق قرارداد که در دو مجله رویش درسپیده یک و دو به چاپ رسید.
کوروش ابوطالب امام (عکاس) پس از طرح موفق قبلى، طرح تهران دیروز- تهران امروز را به فرهنگسراى پایدارى ارایه داد که قرار شد عکس هاى تطبیقى از دوران هشت سال جنگ را با امروز تهران در کنار هم و در یک مجموعه قرار دهد. این طرح در ابتدا مورد پذیرش و استقبال شهردارى واقع شد اما امروز پس از گذشت ماه ها، هنوز هیچ پاسخ شفافى داده نشده و «امام» در بلاتکلیفى مانده است. خودش مى گوید حتى نمى دانم کار را ادامه دهم یا دست نگه دارم.
وى در حال حاضر بخشى از پروژه را با هزینه شخصى انجام داده و براى بخش پایانى کار، مستأصل مانده است. آنچه در ادامه مى خوانید، حاصل گفت و گوى ما با این هنرمند عکاس است.

<v:imagedata o:href="http://www.javannewspaper.com/1384/840825/061146.jpg" src="file:///D:DOCUME~1SHAHSA~1LOCALS~1Tempmsohtml1

* شما از چه زمانى عکاسى را به شکل حرفه اى و جدى شروع کردید؟
** از هفت سالگى پدرم برایم دوربین گرفت و سرگرمى اوقات فراغت من این بود که عکس بگیرم و ظهور و چاپ کنم. بعد از آن به شکل جدى ترى کار را دنبال کردم. تا این که با شروع جنگ، عازم منطقه شدم. برپایى نمایشگاه هاى فرهنگى هنرى و ساخت حجم هایى با موضوع دفاع مقدس و عکاسى از منطقه را انجام مى دادم و به صورت گزارش تصویرى براى مجله سروش مى فرستادم که این سلسله گزارش ها «هنر در جنگ» نام داشت.
* در رویش در سپیده بیشتر از چه شهرهایى عکاسى کردید؟
** خرمشهر، آبادان، سوسنگرد، دزفول، اهواز و تهران و کلیه شهرهایى که در این دوران در اثر بمباران و موشکباران تخریب شدند، موضوع عکس هاى این مجموعه هستند.
* خاطره اى هم از این دوران که عکس ها را تهیه مى کردید، دارید؟
** در شهر سوسنگرد، تانکى را دیدم که با شنى ها و لوله، به شکل کامل در میدان شهر گذاشته شده بود. مردم بدون این که آسیبى به تانک وارد کنند، در نگهدارى آن مى کوشند. این فرهنگ مقاومت برایم خیلى جالب بود.
* استقبال مردم از عکس ها چگونه بود؟
** در عکس هاى تطبیقى شادى ها و غم ها و دوران تلخ جنگ نمودار مى شود و شاید براى آن ها جالب باشد که یک مکان یا مسجد یا ورزشگاه، قبل از جنگ چگونه بوده و بعد از تخریب و بازسازى به چه شکل در آمده است. در این عکس ها هر دو حالت منعکس شده و همین گذشت دوران، عامل اصلى استقبال مردم مى شود.
* به نظر مى رسد طرح اخیرتان با مشکلاتى روبه رو شده است. منشأ این مشکلات به نظر شما کجاست؟
** منشأ این بى توجهى ها و عمل نکردن به وعده ها نمى دانم از کجاست. ولى گله اى دارم از مسوولان فرهنگسراى پایدارى و شهردارى که بعد از گذشت دو سال عکاسى، هنوز نه قراردادى با ما بسته اند و نه مبلغى پرداخته اند. کار را با هزینه هاى شخصى انجام داده ام و حالا پاسخ آن ها این است که نمى توانیم قرارداد ببندیم. حتى جواب تلفن هایم را نمى دهند. من مانده ام و آرشیوى که از تهران بعد از جنگ روى ویلچر و به سختى کار کرده ام. همان طور که مى دانید وقتى روى ویلچر هستى نمى توانى زیاد از خانه بیرون بروى و فقط براى عکاسى و یا کار واجب بیرون مى روى که به نظر مى رسد شاید بهتر باشد که این کار هم انجام نشود. گاهى دلم مى خواهد سرم را بالا بگیرم و آرزو کنم که وقت رفتن برسد.
گاهى هم به فکرم مى رسد که بروم توى پارک مثل فتوها، هنر و تجربه را فراموش کنم و با عکاسى معمولى بتوانم هزینه هاى زندگى را فراهم کنم. در شرایطى که دارم، این بهترین راه است.
* غیر از طرحى که ناکام ماند، طرح دیگرى در دست ندارید؟
** اخیراً یک فیلم مستند مى سازم. فیلمى را با عنوان تهران دیروز و امروز ساخته ام. چندکلیپ در گذشته ساخته بودم که به نظرم رسید زمینه هاى فراهم شدن عکس ها را به فیلم تبدیل کنم. این فیلم برداشت شخصى از زندگى خودم بود که روى ویلچر با دوربین در شهرى که روزگارى جنگ را دیده و تجربه کرده، مى چرخم و به دنبال موضوعات مورد نظر هستم. امیدوار بودم در زندگى شریک باشم و گویا جامعه نمى خواهد شرکتى در آن داشته باشم.حالا به این نتیجه رسیده ام که دوربین فیلمبردارى را کنار بگذارم و به کلى عکاسى را فراموش کنم. فیلمى را که با نام «پایان» در دست ساخت داشتم و به تجربه هاى مرگ و زندگى در آن مى پرداختم، کنار بگذارم.
* منظورتان از تجربه هاى مرگ و زندگى چیست؟ راجع به موضوع فیلم توضیح بیشترى ارایه مى دهید؟
** آدم هاى خاکى از آینده اى که پیش رو دارند، از مرگ و از این که همه چیز را بگذارند و بروند مى ترسند. من در طول  سال ها بر ترس هایم غلبه کرده ام. از مرگ باکى ندارم. مى خواهم زندگى کنم و فعال باشم و منشأ حرکت واقع شوم. جوان نیستم ولى تلاش مى کنم تا زندگى راکدى نداشته باشم.
* با وجود مشکلى که براى طرحتان رخ داده است، از کار مایوس شده اید؟
** براى گذران زندگى هیچ وقت مایوس نمى شوم. انسان زنده باید فعالیت کند تا امورش بگذرد. من هم مثل گذشته با مشکلات مى جنگم. این بار هم مثل همیشه در جنگ با زندگى پیروز خواهم شد، ولى بى توجهى به آثار هنرى و زحمات هنرمند، باعث دلخورى مى شود. دوستان ما در این طرح، بعد از گذشت دو سال اعلام کرده اند که عکس ها را موردى مى خرند و براى چاپ کتاب هنوز فکر نکرده اند. من فاکتورهایم را فرستاده ام که هنوز پاسخ آن نیامده است و دیگر پاسخ تلفن هایم را نمى دهند. آن ها به وعده اى که دادند عمل نکردند. در حالى که افتتاح فرهنگسراى پایدارى با عکس هاى «تهران دیروز و امروز» من انجام شد و قول دادند که بعد از نمایشگاه کارها را در کتابى چاپ کنند و من براساس آن وعده کار را گسترش دادم. در حالى که اطلاع دارم در همان فرهنگسرا و جاهاى دیگر، خرج هاى کلانى مى کنند.
* فکر مى کنید نگاه مردم به دفاع مقدس و ارزش هاى آن چگونه است؟
** در سایت دفاع مقدس مطلبى را دیدم مبنى بر این که جانبازى به خاطر شرایطى که دارد با مشکلات فراوانى در کرج زندگى مى کند. خانه اى به او داده اند که پنج میلیون از آن را بدهکار است. او براى اداى دین و پرداخت بدهى اش مثل پیک موتورى با موتورش مسافرکشى مى کند. جانباز
۵۰ درصد باید با این فشار زندگى خودش را اداره کند. مردم فکر مى کنند خانواده شهدا مى برند و مى خورند و دنیا به کامشان است. در حالى که این طور نیست و مردان رزم، امروز در دشوارترین شرایط به سر مى برند. هر چه آسیب دیده تر باشند و درصد جانبازى بالاترى داشته باشند مشکلات آن ها نیز افزون تر مى شود.
* وحرف آخر؟
** جنگ، مصیبتى است که در هر دوره ممکن است بر ملتى نازل شود و ما با یادآورى و نگهدارى و حفظ آثار ارزشمند آن دوران در واقع به دلاور مردان جبهه هاى نبرد بها داده ایم. همان  طور که در آلبوم عکس خانوادگى، تصویر عزیزان خود را نگهدارى مى کنیم. خاطرات جنگ ممکن است دردناک و ناراحت کننده باشند ولى حفاظت رزمنده ها از آرمان ها و اعتقاداتشان و دفاع از وطن، مایه فخر و مباهات ماست و باید از این منظر به قضیه نگاه کنیم.