X
تبلیغات
نماشا
رایتل
این زخم به چرک نشسته - روزنوشت های جانبازی

روزنوشت های جانبازی

دست نوشته های یک جانباز وبگرد

دوشنبه 14 آذر‌ماه سال 1384 ساعت 12:15 ب.ظ

این زخم به چرک نشسته

 

 این زخم به چرک نشسته

روزنامه جوان

کافى است تا نگاهى بیندازیم به اقدامات کشورهایى که درگیر جنگ بوده اند و ببینیم که آن ها براى رزمندگان و معلولان و خانواده هاى آنان چه کرده اند تا عرق شرم بر جبینمان بنشیند.
حتى کشورى مثل امریکا که ارتش و رزمندگانش در صدر کشورهاى تجاوزکار قرار دارند چنان قوانینى براى آسیب دیدگان از جنگ هاى خود تدوین نموده اند و چنان تکریم از آنان را در جامعه نهادینه کرده اند که همه آحاد مردم خود را مدیون و وامدار این جنگاوران متجاوز مى دانند.
آن وقت در کشور ما جنگى در آغاز انقلابى مقدس درمى گیرد. جنگى که دفاع مردانه اى را مى طلبیده و فرزندان برومند سرزمین خورشید با حماسه حضور خود در این نوع دفاع جاودانه که مى توان گفت در تاریخ این کشور بى نظیر بوده است چنان رادمردى، ایثارگرى و از خودگذشتگى را به نمایش مى گذارند که نمونه آن را فقط در صدر اسلام و در عاشورا مى توان دید.
جنگ تحمیلى پایان مى یابد و شیران بیشه پیکار خسته از رزمى هشت ساله راه شهر پیش مى گیرند و درمى یابند که چقدر بین آن ها و جامعه فاصله افتاده است. گویا آنان اصحاب کهف بوده اند که دیگر سکه هاى شان در بازار روزمرگى و دنیاطلبى و تجمل گرایى خریدارى ندارد.
و در این میان هر فرد بى طرفى با اندکى اطلاعات شهادت خواهد داد که تاکنون بسیار بد عمل کرده ایم. برخى مسوولان براى ترقى پا بر شانه هاى نحیف ایثارگران گذاشتند و چنان اقدامات ناکافى خود را در بوق و کرنا کردند که نگرش توده بى اطلاع مردم نسبت به چشم و چراغ این ملت تغییر کرد و بسیارى از جوانان پنداشتند که سهم آنان به خانواده شهدا و ایثارگران اختصاص یافته و نهادهاى متولى قدم هاى اصولى براى نهادینه کردن حق و حقوق این بهترین افراد اجتماع را برنداشتند و روز به روز شکاف عمیق بین اجتماع و ایثارگران و خانواده هاشان عمیق تر و بیشتر شد.
مسوولان این امر هر یک به فراخور دست به اقداماتى ناکافى زدند و از مشاوره با افراد مطلع، کاردان و کارشناس سرباز زدند، حتى وقتى کسى از روى تکلیف رفت تا با آنان به گفت وگو بنشیند یا او را به هیچ گرفتند و یا او را پشت درهاى بسته اتاق هاى مجلل مدیریت خسته کردند.
انصاف دهید چرا امام اینقدر تاکید داشت که نگذارید پیشکسوتان جهاد و شهادت در پیچ و خم هاى روزمره زندگى گم شوند و خانواده شهدا را چشم و چراغ این ملت خواند و بارها اعلام کرد که خدمت به ایثارگران و خانواده هاشان عین جهاد است؟
اگر یک مسوول به خود جرات مى داد و اعلام مى کرد که تاکنون راه به خطا رفته ایم و نگرش مردم را به این قشر عوض مى کرد و دینى را که مردم به این عزیزان دارند در جامعه نهادینه مى کرد آیا شاهد نارضایتى این عزیزان بودیم؟
فقط مى توان گفت بد عمل کرده ایم، بد شعار داده ایم و تبلیغاتمان اثر منفى داشته است، مگر ما چند جانباز، ایثارگر، آزاده و خانواده شهید داریم و مگر نه این است که امنیت و آرامش امروز مردم مدیون آن هاست. حتى با یک کار ساده مقایسه اى مى شد این مشکل را چنان حل کرد که امروز اینچنین مثل زخمى به چرک ننشیند.
و امروز کار به جایى رسیده است که گرهى که مى شد با دست باز کرد را دیگر حتى به دندان هم نمى توان گشود. کار ساده است اما انگار عزمى براى فرهنگ سازى و نهادینه کردن حق و حقوق ایثارگران وجود ندارد.
نهادى که باید تمام توان خود را بر خدمتگزارى به ایثارگران خلاصه مى کرد، چنان درگیر مسایل حاشیه اى شده است که اصل کار به فراموشى سپرده و گاه شاهدیم در این نهاد چنان با ایثارگران برخورد مى شود و چنان اخبارى از عملکرد برخى مدیران مى شنویم که فقط انگشت تاسف به دندان مى گزیم... بارى بگذریم این زخم به چرک نشسته را تنها بزرگان کشور، خاصه رییس جمهور و... مى توانند درمان کنند و این دینى است که همه ما به ایثارگران و خانواده شهدا داریم. این را اگر بپذیریم قدم درست اول را برداشته ایم.
اگر مردم در جریان واقعیت ها قرار بگیرند و دریابند که تنها چند درصد از ایثارگران از مزایاى ویژه اى برخوردارند و بسیارى از آنان پس از جنگ با مشکلات و آسیب هاى فراوان روبه رو بوده اند اولا دید نادرستى را که به آنان دارند تغییر خواهند داد و ثانیا تمام تلاش خود را به کار خواهند بست تا آنان به حق و حقوق شرعى و قانونى خود برسند. کافى است کسى براى یک لحظه، فقط یک لحظه خود را جاى یکى از ایثارگران بگذارد.
آیا کسى هست که در مقابل تمام مال دنیا حاضر باشد عضوى از بدن خود یا عزیزى از خانواده را از دست دهد؟ و یا... حرف بسیار است مجال اندک در فرصت هاى بعدى از این مقوله بیشتر خواهیم گفت