X
تبلیغات
نماشا
رایتل
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء - روزنوشت های جانبازی

روزنوشت های جانبازی

دست نوشته های یک جانباز وبگرد

شنبه 29 بهمن‌ماه سال 1384 ساعت 02:48 ب.ظ

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء
 
 
ساقی فرخ رخ من جام چو گلنار بده بهر من ار می‌ندهی بهر دل یار بده
ساقی دلدار تویی چاره بیمار تویی شربت شادی و شفا زود به بیماربده
دیوان شمس
 
درد آشنا ترین واژه برای جانبازان است و صبر نزدیکترین قرین همسران آنان و سخن گفتن از درد، درمندانه ترین کارهاست در نزد آنانی که درد را از نزدیک لمس نکرده اند.
خدایا چه می گذارد بر این دردمندانی که جز تو پناهی ندارند و چه می کشند همسر و خانواده جانبازانی که سوختن و آب شدن لحظه لحظه جانبازشان را می بینند.
 
دیروز برای دیدار جانباز سپهری که در بخش سی سی یو بیمارستان ساسان بستری است رفتم. و با دلی متاثر از آن هم درد و با ترنم دعای امن یجب بازگشتم.
 
جانباز سپهری که مدت مدیدی است اعضای بدنش از کار افتاده به دنبال وخیم شدن حالش در بخش سی سی یو بیمارستان ساسان بستری شده است در حالیکه شش او را برای تنفس سوراخ کرده اند و از طریق لوله تغدیه اش می کنند.
بجز پوست و استخوانی از او چیزی باقی نمانده
 
بیائید دست بر دعا بر داریم و شفای عاجل او را از خدای رحمان بخواهیم:
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء
 
یا امام زمان بیا و بفریاد رس و درد سربازانت را شفا باش
 
بیا بیا که چو آب حیات درخوردی بیا بیا که شفا و دوای هر دردی
بیا بیا که گلستان ثنات می‌گوید بیا بیا بنما کز کجاش پروردی
بیا بیا که به بیمارخانه بی‌قدمت نمی‌رود ز رخ هیچ خسته‌ای زردی
برآ برآ هله ای آفتاب چون بی‌تو نمی‌رود ز هوا هیچ تلخی و سردی
برآ برآ هله ای مه که حیف بسیارست که دیده‌ها همه گریان و تو در این گردی
بیا بیا که ولی نعمت همه کونی که مخلص دل حیران و مهره نردی
بیا بیا و بیاموز بنده خود را که در امامت و تعلیم و آگهی فردی
 
 
دیوان شمس