X
تبلیغات
رایتل
هاتف غیبی - روزنوشت های جانبازی

روزنوشت های جانبازی

دست نوشته های یک جانباز وبگرد

چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1385 ساعت 05:29 ب.ظ

هاتف غیبی



بسیار میشنویم که دنیای امروز دنیای انفجار اطلاعات و دنیای ارتباطات است. عصر اینترنت و سایبرنتیک و تجارت الکترونیک است. معنای این سخنان هنوز برای بسیاری از مردم و حتی کارشناسان و مدیران نیز مشخص و ملموس نیست و بسیارند کسانی که هیچ تصویری از این تعاریف ندارند. برای مثال اگر امروز میخواستیم برای اولین بار قصه طوطی و بازرگان را بنویسیم دیگر از قصه امروزی چیزی باقی نمی ماند یا اساسا با ورژن جدیدی روبرو می شدیم که تفاوت زیادی با نوع اصلی آن داشت. زیرا در دنیای الکترونیک و رایانه و اینترنت دیگر سفر و تجارت شکلی مجازی به خود گرفته است و نیازی به تحمل سختی ها و مشقت های سفر نیست. بازرگان امروز از پای رایانه اش تکان نمی خورد چه به آن که بخواهد سفر برود و اگر سفری نباشد چه کسی پیغام طوطی را به طوطیان هندوستان برساند. خوب مسلم است که ایمیل این وظیفه را بر عهده خواهد گرفت. حال بگذریم از خطرات سفر و .....که خیلی به بحث ما مربوط نمیشود.

 

 

سهم من به عنوان یک معلول از فناوری رایانه وخدمات آن چیست؟

حال سوال این است در چنین دنیایی سهم ما از این تعاریف چیست؟ و ما در کجای این راه و مسیر قرار داریم. از این دستاوردهای فناوری چقدر بهره گرفته ایم؟

من یک جانباز و به تعریفی علمی یک معلولم. از ناحیه نخاع آسیب دیده ام و سالهاست با ویلچر رفیقم. سهم من به عنوان یک معلول از فناوری رایانه وخدمات آن هیچ است. به عنوان یک شهروند نیز تقریبا هیچ است. به عنوان یک کارمند نیز استفاده از امکانات دولتی و سیاه کردن صفحات همین وبلاگ است. اما به عنوان یک جانباز قرار است کمی بیشتر باشد.

به لطف حضور آقای دهقان در راس مجموعه بنیاد شهید و علاقمندی ایشان به اینگونه مباحث و اولویت معلولین و جانبازان در بهره مندی از امکانات و خدمات دولت الکترونیک قرار است با اجرای طرح <هاتف> سهم ما از این دستاوردها کمی بیشتر باشد. یعنی ما جانبازان و ایثارگران کمتر به ادارات بنیاد مراجعه کنیم یا اصلا مراجعه نکنیم. آیا این امر شدنی است؟ در دنیا تجربه نشان داده است که شدنی است اما در سطح ایران و حداقل در سطح بنیاد شهید به نظر می آید با اما و اگرهایی روبرو باشد.

زیرا ما ایرانی ها عادت داریم هر چیزی را فارغ از علت وجودی اش دستکاری کنیم برای همین موبایل که به ایران میاید برعکس تمام دنیا که کارش برقراری تماس است بیشتر به یک همراه و بار اضافی تبدیل میشود و هر دولتی وعده بهبود آن را می دهد و عمرش به سر می آید اما موبایل هنوز همان اضافه بار اعصاب خردکن باقی مانده است. این دقیقا نتیجه دستکاری ما  ایرانی‌هاست. از قضا طرح هاتف نیز که قرار است نسخه ایرانی و دستکاری شده دولت الکترونیک باشد از چنین معضلی رنج می برد. شاید بد نباشد چند نمونه بیاوریم تا بهتر با مشکلات این طرح آشنا شویم.


تهران-دفتر شرق-یکی از روزهای تیر ماه-تماس یک جانباز هفتاد درصد برای کسب اطلاع در باره ورزش جانبازان
الو؟
بفرمایید.
هاتف؟
بله بفرمایید.
بعد از احراز هویت واطمینان از وافعی بودن تماس
من قطع نخاع هستم و میخواهم بدانم برای ورزش چه حمایتی صورت می گیرد وباید چه کار کنم؟
گوشی.
...........
...........
...........
الو شما اجازه بدهید من با چند جا تماس بگیرم.
بفرمایید.
...........
!!!!!!!!!!!!!!
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
الو من تا یک ساعت دیگر با شما تماس میگیرم.
خدا حافظ
از آن روز هنوز یک ساعت اپراتور هاتف به پایان نرسیده است.

ما معتقدیم این بنا (هاتف)  از اساس با فرض غلط و نقشه غلط و در جای غلط استوار شده است.  غیر از آن است که سنگ بزرگی بر سر راه ایثارگران قرار می دهد؟ و غیر از آن است که تجربه جلوگیری فیزیکی از حضور ایثارگران در ادارات بنیاد به کمک ایجاد مانع و استفاده از سربازان وظیفه در زمان اقای < ک > این بار در محیطی الکترونیک و سایبر در حال تکرار است؟


مشکل اینجاست زمانی که هنوز پس از ادغام بنیاد و تقسیم بندی های جدید خود کارمندان بنیاد از نحوه تغییرات آشنا نیستند و هنگامی که سراغ یک واحد را از آنها می گیریم اظهار بی‌اطلاعی می کنند چگونه یک اپراتور در اتاق در بسته می تواند آدرس درست بدهد. شاید پاسخ بدهند به تدریج مشکلات مرتفع می شود در حالی که ما معتقدیم این بنا از اساس با فرض غلط و نقشه غلط و در جای غلط استوار شده است. زمانی که چک پرداخت من ماهها در بایگانی خاک می خورد و مراجعات مکرر و حضوری راهگشا نیست چه کاری از دست هاتف   برمیاید؟ غیر از آن است که سنگ بزرگی بر سر راه ایثارگران قرار می دهد؟ و غیر از آن است که تجربه جلوگیری فیزیکی از حضور ایثارگران در ادارات بنیاد به کمک ایجاد مانع و استفاده از سربازان وظیفه در زمان اقای < ک > این بار در محیطی الکترونیک و سایبر در حال تکرار است؟
بنیاد شهید مانند پلیس110 نیست که با نیاز و اقبال عمومی و فراگیر روبرو باشد .اگر هم باشد از تنوع ماموریت گسترده تری برخوردار است و از پشتوانه منابع انسانی کارآمد بسیار در رنج است . موضوعی که موفقیت این طرح وابستگی تام بدان دارد. ضمن ان که از تجربه 110در فازبندی ماموریت تاسیس اش بهره نبرد و با افزایش سطح توقعات از طریق تبلیغات زودرس اهرم همکاری و مشارکت ایثارگران را برای موفقیت طرح تا حد بسیار زیادی از دست داد.
آیا بهتر نبود همانند مابقی دنیا به استانداردهای مبحث دولت الکترونبک احترام می گذاشتیم و بدون آن که ان قلتی بیاوریم و به دستکاری درتعاریف و کارکردهای آن بپردازیم و دست به خلق موجودی بزنیم که اولین و اخرین مشتری اش خودمان باشیم تن به وجوه عقلانیت علم می دادیم و امروز در صورت بروز مشکل حد اقل می‌توانستیم از کارشناسان خبره این موضوع در رفع مشکلات بهره مند می شدیم؟

چه اشکال داشت جور دیگر میدیدیم و به جای آن که این همه سرمایه گذاری را صرف ایجاد هاتف کنیم به آموزش ایثارگران می پرداختیم و با کمک به تجهیز آنان به یک رایانه و ملحقاتش و نگارش یک برنامه ملی‌بر اساس آیین نامه های بنیاد و اصلاح و بازنگری قوانین خود ایثارگر را به اپراتور هاتف تبدیل میکردیم و از نیروی انگیزه فردی      وی در پیگیری نیازهایش در طراحی هاتفی کارآمد و منطبق با دستاوردهای علمی برخوردار میشدیم؟ و دستی دستی در این ارتباط دو سویه پارازیت      ایجاد نمی کردیم؟ و ارتباطی مطمئن تر با حداقل واسطه و کوتاه‌ترین مسیر وبه دور از ذهن خطا پذیر انسانی پدید می‌اوردیم                                      


چه اشکال داشت جور دیگر میدیدیم و به جای آن که این همه سرمایه گذاری را صرف ایجاد هاتف کنیم به آموزش ایثارگران می پرداختیم و با کمک به تجهیز آنان به یک رایانه و ملحقاتش و نگارش یک برنامه ملی بر اساس آیین نامه های بنیاد و اصلاح و بازنگری قوانین خود ایثارگر را به اپراتور هاتف تبدیل میکردیم و از نیروی انگیزه فردی وی در پیگیری نیازهایش در طراحی هاتفی کارآمد و منطبق با دستاوردهای علمی برخوردار میشدیم؟ و دستی دستی در این ارتباط دو سویه پارازیت ایجاد نمی کردیم؟ و ارتباطی مطمئن تر با حداقل واسطه و کوتاه ترین مسیر وبه دور از ذهن خطا پذیر انسانی پدید می اوردیم.
ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه است. پس بهتر است شجاعت به خرج دهیم و از همین امروز به بازنگری علمی در این طرح بپردازیم.


ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت با درد صبر کن که دوا می فرستمت