X
تبلیغات
نماشا
رایتل
دو روی یک سکه از ارزشهای دفاع مقدس در جامعه - روزنوشت های جانبازی

روزنوشت های جانبازی

دست نوشته های یک جانباز وبگرد

یکشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 01:21 ب.ظ

دو روی یک سکه از ارزشهای دفاع مقدس در جامعه

 
جالب است که دردمندترین بازماندگان جنگ که حتی جسم فرزندان یا وابستگانشان هم باز نگشته است، به این راحتی مورد تفقد و احترام شبکه رادیویی قرار می گیرد که در سراسر کشور و در پهنه ایران زمین مخاطبان بسیاری دارد!
 
یادداشتی از سایت بازتاب
 
در آستانه اربعین امام حسین یکی از بازماندگان قافله حسینی در سکوتی جالب و در حالی که خودش را برای «شش گوشه عشق» آماده می کرد، شوک سختی به جامعه و هنرمندان وارد کرد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، «رسول ملاقلی پور» مردی از تبار خیبری های 8 سال دفاع مقدس نه تنها داغ نبود و دود نمی کرد، بلکه سوخت و دم برنیاورد و آرام و بی صدا در اسفندی که سالگرد بسیاری از شهدای سال های پایانی جنگ است، به قافله بازمانده از آن سفر کرد.

اما رفتن ملاقلی پور هیچ دلیلی نمی شود که جامعه سکوت او را در طول جشنواره های داخلی و بی توجهی عمدی به اثرهای وی را فراموش کند. ملاقلی پور هیچگاه ادعای فیلم سازی و دردمندی نداشت ولی حرفی که می زد آن چنان دردمندانه بود که دل هر انسان پاک نهادی را می سوزاند. او هیچگاه فیلمی برای جایزه نساخت و برای نگرفتن آن هم جنجال و اعتراض به پا نکرد!

سال ها فیلم ساخت و توهین و بی احترامی شنید، اما آنچه برایش مهم بود، باقی ماندن یاد جوانان دلیری بود که وی با آنها سال ها زندگی کرده بود و به تعبیر خودش از بد روزگار او مانده و آنها رفته بودند. درک کردن وجود «باکری» و جای خالی وی در ذهن رسول ملاقلی پور در آثارش همیشه قابل حس بود.

ولی با تمام این تلاش ها وقتی به موج فراگیر برخوردهای عجیب و غریب با بازماندگان دفاع مقدس و بی توجهی هایی که اندک اندک رنگ توهین به خودش می گیرد، توجه می کنیم. در می یابیم که چقدر راحت ارزش انسانی هایی که در برهه ای سخت جان خود را به قیمت آزادی و ثبات کشور فروختند، در حال فراموشی و گاهی ارزان فروشی است!

سال هاست «روایت فتح» تنها راوی بی واسطه جنگ جایش را به حرف های قشنگ و پروژه هایی داده که دیگر رنگ و صفای سنگرنشینان خاکی و با صفای جبهه را ندارد. اگر هم اندک تلاش هایی در این راه انجام شود، به بهانه هماهنگی و بررسی موضوع به فراموشی سپرده می شود.

100 روز پیش رسول ملاقلی پور گفت که دیگر فیلم جنگی نمی سازد، روایت فتح دیگر برنامه ای دنباله دار نیست که مخاطبان خود را جذب کند، ابراهیم حاتمی کیا، کمال تبریزی و . . . فیلم جنگی نمی سازند و به بهانه آدم هایی که به جامعه تزریق می کنند که فیلم جنگی دیگر خریدار ندارد، مجبورند یا به سراغ ژانرهای اجتماعی بروند یا بیکاری!

اما در این میان برخی چنان با قدرت فیلم جنگی می سازند و مدعی هستند که معلوم نیست تا به حال کجا بوده اند و چه می کرده اند. نتیجه اش هم این می شود که پس از نزدیک به دو دهه در یک فیلم جنگی به پیکر مطهر شهدا، نعش و . . . گفته شود! و در قبال اولین های پر ایراد داد و قال راه می افتد.

تضاد و برخوردهای متفاوت و نبود یک فرهنگ مشترک برای حفظ ارزشهای دفاع مقدس در بخش های مختلف فرهنگی کشور موجب شده که برای نمونه در برنامه «هفت شنبه» که روز جمعه از یک شبکه رادیویی سراسری پخش شد، در بخشی از آن به راحتی به خانواده شهدای مفقودالاثر توهین شود.

در بخشی از این برنامه مجریان به خواندن پیام های مردمی مشغول بودند، که یکی از آنها به بهانه طرح یکی از همکارانشان به نام «محمودرضا» ضمن به کار بردن کلماتی که بیشتر زبان حال مادران در انتظار شهدا و مفقودان دفاع مقدس است، با لحنی بسیار بد گفت: «لطفا یکی خبری، اثری، چشمی، چاری، گوشتی، تیکه استخونی و . . . برای ما بیاورد!»

جالب است که دردمندترین بازماندگان جنگ که حتی جسم فرزندان یا وابستگانشان هم باز نگشته است، به این راحتی مورد تفقد و احترام شبکه رادیویی قرار می گیرد که در سراسر کشور و در پهنه ایران زمین مخاطبان بسیاری دارد!

این در حالی بود که امروز شنبه، پخش مستندی جالب از زندگی خانواده ایثارگر و شهید غیاثوند قیصری از شبکه یک، نشان داد چقدر راحت در این سال ها بازماندگان جنگ فراموش شده و در میان خاطرات و عکس های یادگاری رها شده اند.

پدر این خانواده، عطاالله غیاثوند قیصری مردی که یک پسرش در سال 61 مفقودالاثر و پسر دیگرش در سال 65 شهید شده بود، حالا خودش به خاطر شیمیایی شدن در عملیات کربلای 4 دچار سرطان مثانه است.

درک زندگی بازماندگان جنگ در سراسر جهان همواره با احترام خاصی همراه است، در ژاپن و ایالات متحده هنوز به بازماندگان جنگ هایی که این کشورها مهاجم بوده اند، احترام فراوانی گذاشته می شود.

اما ما در کشوری که مردم از خرد و کلان با جسم و جان خود در برابر یک تهاجم ایستادند، به راحتی همه چیز را به گذر زمان واگذار کرده ایم و آنچه برای ما دیگر مهم به شمار نمی رود، حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس توسط وارثان واقعی خود آن است، نه کسانی که تنها دوست دارند شیپوری از جنگی بودن را به همراه خود داشته باشند