X
تبلیغات
رایتل
ماجرای تلخ جانبازی که شناخته نشد - روزنوشت های جانبازی

روزنوشت های جانبازی

دست نوشته های یک جانباز وبگرد

سه‌شنبه 30 بهمن‌ماه سال 1386 ساعت 01:54 ب.ظ

ماجرای تلخ جانبازی که شناخته نشد

«خراسان» در گزارشی نوشت: با راهنمایی جمعی از اهالی منطقه، به راحتی او را پیدا می‌کنیم. داخل مغازه ساندویچی روی صندلی نشسته است و بدون توجه به آن چه در اطرافش می‌گذرد، خود را در آینه مغازه نگاه می‌کند. سیه چرده است و کفش‌های پاره و لباس‌های کهنه و مندرس بر تن دارد .با سر و وضعی کاملا به هم ریخته، اما بی سروصدا به فکر فرو رفته است. نمی‌دانم؛ شاید در اعماق وجودش از دست تقدیر و روزگار، شاید از دست مردم و شاید از دست مسئولانی که در حق او بی لطفی و کم لطفی کرده اند، گلایه می‌کند. «علی اعلمی» به گفته اهالی کوی طلاب مشهد یکی از رزمنده‌ها و جانبازان بی نام و نشان محسوب می‌شود که در طول یک دهه اخیر هیچ کس به سراغش نیامده است.

ادامه مطلب...

لطفا به نظرات خوانندگان این یادداشت نیز توجه کنید