X
تبلیغات
رایتل
به چه کسی رای میدهید چرا - روزنوشت های جانبازی

روزنوشت های جانبازی

دست نوشته های یک جانباز وبگرد

شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 07:49 ب.ظ

به چه کسی رای میدهید چرا

جانباز 70%

بهروز ساقی

گاهی آدم بعضی مسائل و رفتارها رااز بعضی آدم ها می بیند که دچار خلاء تئوریک و یأ س فلسفی و بن بست ایدئولوژیک و قبض وبسط تئوریک و یک سری چیزهای دیگر از این دست می شود.
در یک طرف رهبر انقلاب با آن همه سابقه در ادارۀ کشور و بلند نظری و اشراف به مسائل ، با دمیدن انرژی مثبت در روحیۀ امت اسلامی و مردم ایران، قطار پیشرفت و توسعۀ کشور را در مسیر درست و با سرعت در حال حرکت ترسیم می کنند. 

همچنین شخص دوم کشورنیز با روحیه ای بسیجی که خدای انرژی است با نظر بر افق های دوردست، هیچ قله ای از پیشرفت را دست نایافتنی نمی شمرد.گویی از همین حالا می بیند که پرچم حرکت های انفجاری و امید بخش او در همین سه چهار سال اخیر علاوه بر جبران بسیاری از عقب نشینی ها و تحقیرها ، اعتبار ایران را نه تنها به عنوان قدرت برتر منطقه که به عنوان یکی از قدرت های تأثیرگذار جهانی ارتقاء بخشیده است.طوری که نیازی به اثبات این واقعیت نیست چرا که ناظران خارجی ، خصوصاً نهادهای با نفوذ غربی و آمریکایی به آن اذعان دارند.این اعتراف غربی ها به قدرت ایران در سطح منطقه و جهان را می توان در چرخش های 180 درجه ای آنان برای تعامل با ایران مشاهده کرد.
علاوه بر این ها اکثر شاخص های سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی نیز تحولات مثبتی را نشان می دهند که درک آن برای آنان که بخواهند بفهمند کار دشواری نیست.این در حالیست که در اکثر نقاط دنیا بحران شدید اقتصادی و درپی آن بحران های اجتماعی و فرهنگی همه گیری را تجربه می کنند.
اما از طرف دیگر عده ای با کمال تعجب چنان چشم را بر واقعیت ها بسته اند که نه تنها سفید و سیاه نمی بینند ، بلکه همه چیز را سیاه می پندارند یا اقلاً سعی دارند اینگونه وانمود کنند. کسانی این کارها را می کنند که خود را معلم اخلاق می پندارند و از آنان به هیچ وجه انتظار نمی رود که تا این حد بی انصا فی در وجودشان متراکم شده باشد. اینقدری که اینان به سیاه نشان دادن همه چیز برخاسته اند ، اگر کمی دور اندیشی داشته باشند خواهند دانست که انهدام امید مردم جامعه و بمباران اذهان آنان با بمب های خوشه ای تخریبی ، به مصلحت کشور و حتی خودشان هم نیست.حال به خرج دادن انصاف که جای خود دارد. از طرفی وخیم و بحرانی نمایاندن اوضاع کشور آیا دشمنان را که در مرحلۀ چانه زنی برای کوتاه آمدن در مقابل قدرت منطقه ای و بین المللی ایران قرار دارند دچار نوهم نخواهد کرد ؟!
دربارۀ این سیاه نمایی ها و تخریب ها علیه جامعه و نظام دو فرض وجود دارد. اول اینکه این افراد واقعاً به آن چیزی که می گویند اعتقاد دارند و براستی تصور می کنند همۀ این سیاه نمایی و تخریب هایشان نتیجه گیری از واقعیت های موجود است.
اگر چنین فرضی دربارۀ آنان درست باشد باید ابتدا در عقل آنان و سپس در شعور سیاسی آنان شک کرد.
چرا که قدرت ایران امروز در نظر دشمنان و رقبا و همچنین از نظر شاخص ها و واقعیت های موجود با دوره ای که آنان در مصدر قدرت بوده اند زمین تا آسمان فرق دارد و فقط برای نمونه ای بارز و بی چون وچرا باید گفت چیزی نمانده بود ازترس تمام دستاوردهای هسته ای را منهد م سازند، مقایسه کنند.آن موقع ما دنبال آن ها می دویدیم والتماس می کردیم اجازه دهنداز تاسیسات هسته ای فک پلمپ کنیم.اما حالا آن ها حتی از شرط تعلیق غنی سازی هم صرف نظر کرده اند.

البته با این فرض ، می توان به این نتیجه هم رسید که اینان بر اثر ایمانی که به راه خود ندارند و بخاطر عدم توکل به خدای حامی این انقلاب و ملت و کشور ، روحیۀ خود را نیز از دست داده اند و آدم های ترسو و بی روحیه نیز همیشه نا امید به داشته های خود و بیمناک از توانایی های دشمن هستند.چنین آدم های بی روحیه ای مسلماً صلاحیت انجام کارهای بزرگ را ندارندو چون خود حقیرند ، همه چیز را حقیر و از دست رفته می پندارند.


اما فرض دوم این است که اینان برای امیال انتخاباتی و تبلیغاتی اقدام به سیاه نمایی علیه وضع موجود کرده اند یعنی می دانند که کشور و انقلاب در این جهان متلاطم یه مثابه جزیرۀ ثباتی است که دیگران هم سعی دارند در کنار آن لنگر بیاندازند و دست یاری بسوی آن دراز می کنند.اگر با این نیت اقدام به این همه بی انصافی و تخریب و خالی کردن دل مردم می کنند نیز باز باید در درایت و شعور سیاسی و آینده نگری آنان دچار تردید شد. برای اینکه روحیه و امید برای یک ملت و کشور و مسئولان آن یکی از بزرگترین سرمایه ها و فرصت هاست. عقل حکم می کند اگر این افراد برای صدارت طلبی این کار را می کنند در واقع به مثابۀ این است که «بر شاخ نشسته و بن می برند».


یک احتمال قوی دیگر هم جای طرح دارد و آن اینکه اینان رقیب انتخاباتی خود را فردی با روحیه ، اجرایی ، قوی بنیه ، پر تلاش ، کارآ مد ، شجاع ، پر کار و بسیار موفق می دانند و می دانند که اگر هم بر فرض بتوانند بر مستند قدرت تکیه بزنند هرگز به گرد استاندارد های او در حکومتداری و مردمداری نخواهند رسید پس بهتر است از همین اول هر سفیدی را سیاه بنمایند و همه چیز را وارونه جلوه دهند.همچنین اینان می دانند اگر هم احیاناً به قدرت برسند مردم خیلی زود تفاوت عملکردشان با دولتی که جانشین آن شده اند را خواهند فهمید و بنابراین با خود می گویند باید طوری همه چیز را سیاه و اوضاع را بحرانی جلوه دهند که تا مدت ها بتوانند آن را توجیه ناتوانی و کم کاری خود قرار دهند و بگویند آنقدر مملکت در این چهار سال ویران شده که ما هنوز نتوانسته ایم به وضع قبل از آن برگردیم!