X
تبلیغات
نماشا
رایتل
آقای زیبافان سلام کجایی؟ - روزنوشت های جانبازی

روزنوشت های جانبازی

دست نوشته های یک جانباز وبگرد

سه‌شنبه 17 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 12:13 ق.ظ

آقای زیبافان سلام کجایی؟

  آقای زریبافان سلام کجایی؟

 

 

 

آقای زریبافان سلام کجایی سری به ما نمی زنی؟ 

 

نزدیک به دو ماه از انتصاب آقای زیبافان به ریاست بنیاد می گذرد. این انتصاب با توجه به ارتباط نزدیک ایشان با رئیس جمهور محترم این بارقه امید را در ما زنده کرد که از پس پیشنهادات و خواستهای ایثارگران به سهولت و فوریت در هیات دولت تصویب و اجرایی شود. و جناب آقای زریبافان با اقتدا به پرکاری رئیس جمهور؛ از همان روز اول انتصاب به سرعت وارد کار شده و مجموعه سازمان بنیاد شهید را سر و سامان ببخشند. 

 

اما بر خلاف انتظار بنظر می رسد جناب آقای زریبافان هنوز کاملا بر کرسی ریاست جلوس نکرده و حضور موثر و پررنگی در بنیاد ندارد.

با وجود برگزاری جلسات متعدد ایشان با گروه های مختلف ایثارگری برای شنیدن نقطه نظرات آنها و آشنایی با تشکیلات بنیاد هنوز بجز یکی دو مورد؛ تکلیف بقیه معاونت ها و مدیران اجرایی مشخص نشده است. لذا این معاونت ها و مدیران در تردیدهای بودن یا نبودن و در بلاتکلیفی از آینده خود قادر به اعمال مدیریت و تصمیم گیری برای اداره امور نیستند. و به تبع آن شاهد رخوت و کم کاری در بدنه سازمان بنیاد شهید هستیم. 

 

شاید ایشان در این مدت به همراه رئیس جمهور محترم در تلاش برای معرفی وزرا به مجلس بوده اند. و به همین جهت کمتر فرصت سر زدن به بنیاد را داشتند.

 

جناب آقای زریبافان در ورای جایگاه و موقعیت این دنیایی ؛ این انتصاب برای شما یک موهبت الهی و باقیات صالحات است انشاءالله چرا که به تعبیر امام راحل (ره) خدمت به ایثارگران خدمت به نبی اکرم است. لذا این فرصت را قدر بدانید. 

 

جناب آقای زریبافان بدانید فرصت خدمتگذاری بسیار کم است. نه تنها از این لحاظ که عمر مدیریت ها در ایران کوتاه است بلکه بیشتر از این لحاظ که میانگین سنی اکثر قریب به اتفاق ایثارگران و جانبازان به بالای ۴۵ - ۵۰ سال رسیده است و به لطف سیاست های غلط سردمداران قبلی بنیاد و عدم رسیدگی پزشکی درست به این قشر از جان گذشته اکثر آنان کم کم به ترنم غزل خداحافظی نشسته اند  

لذا زمانی برای تلف کردن وجود ندارد 

اگر برای خدمت آمده ای کمر همت را محکم ببند و هر کار دیگری را به کنار بگذار  که به تعبیر امام علی (ع) فرصت ها چون ابرها بسرعت می گذرند و لحظه ای بخود می آیی و می بینی 

 

ناگهان چقدر زود دیر می شود 

 

در پایان شعری از شاعر فقید قیصر امین پور را تقدیم شما می کنم: 

 

حرف‌های ما هنوز ناتمام ....
تا نگاه می‌کنی :
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آن‌که با خبر شوی
لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌ شود
آی .....
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
         چقدر زود
                     دیر می‌شود!