X
تبلیغات
رایتل
با چشمانی نگران همه - روزنوشت های جانبازی

روزنوشت های جانبازی

دست نوشته های یک جانباز وبگرد

شنبه 22 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 11:18 ب.ظ

با چشمانی نگران همه

با چشمانی نگران همه



امروز صبح خدا توفیق داد به نیابت از همه دوستان و خوانندگان به ملاقات جانباز سرافراز حاج حسین آقا صفری رفتم


مدتی منتظر شدم تا ایشان را از بخش دیالیز بیاورند. بعد از جابجایی  به اتاق محل بستری رفتم و به احوالپرسی از وضعیت جسمی پرداختم.


پس از تشریح وضعیت خودش از دغدغه هایش برای وضعیت بهداشتی و درمانی دیگر جانبازان سخن گفت.


حاج حسین با وجود همه مشکلات جسمی جدیدی که بر مشکلات سابقش اضافه شده و بعد از اینکه ۴ ساعت زیر دستگاه دیالیز بود همچنان مانند سابق با زبان صریح و بذله گوی خود سخن می گفت


صفری کمتر از خود سخن گفت بیشتر از نگرانی هایش در باره مشکلات و مسائلی که مخصوصا در زمینه بهداشت و درمان و وضعیت بیمارستانها برای جانبازان وجود دارد و در آینده پیش خواهد آمد.


از مشکلاتی که در روند درمان و وضعیت نامطلوب بیمارستانها، حتی بیمارستانهای خصوصی وجود دارد

از مشکلاتی که در هزینه کردن و بیمه جانبازان وجود دارد

از مشکلاتی که با بستری شدن یک جانباز خانواده او نیز درگیر آن می شوند


بقول خودش "من که جانبازی هستم که همه منو میشناسن این همه مشکل برای درمان وجود دارد وای بحال جانبازی که کسی را ندارد و دستش جایی بند نیست" 


 توصیه حاج حسین به همه دوستان جانباز این بود :


باید خود جانبازان بجنند و منتظر اقدام دیگران نباشند  مسائل مربوط به خودش را بخصوص در زمینه بهداشت و درمان را با قاطعیت پیگیری کنند و کوتاه نیایند"