X
تبلیغات
رایتل
برخوردهای متفاوت جامعهه با جانبازان در 26 سال گذشته - روزنوشت های جانبازی

روزنوشت های جانبازی

دست نوشته های یک جانباز وبگرد

جمعه 20 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 12:33 ب.ظ

برخوردهای متفاوت جامعهه با جانبازان در 26 سال گذشته


برخوردهای متفاوت جامعه با جانبازان در 26 سال گذشته



مطلب زیر بر گرفته از وبلاگ حادثه صبح چهاردهم برادر جانباز محمد مهدی سامع



صبح چهاردهم فروردین هر سال بعد از اتمام تعطیلات نوروزی، آغازی نو با درس و کار و فعالیت همراه است. من نیز هر سال در چنین روزی حول و حوش ساعت 10 تا 5/10 صبح سالگرد و آغازی دوباره برایم رقم می خورد. امروز پایان بیست و ششمین و آغاز بیست و هفتمین سال مجروحیتم می باشد! حادثه ای که با یک انفجار مهیب منجر به معلولیتم شد. عنوانم را از این روز و از این حادثه برگزیدم. یکی ایراد گرفت و گفت: چرا حادثه؟ خود راهی را برگزیده اید، که به اینجا ختم شده است!. نمی دانم چرا صحنه ها ی مختلف تاریخی بیشتر با حادثه رقم خورده است. برای مثال حادثه یا واقعه ی عاشورا، که بیشتر به حادثه ی عاشورا مشهور شده است تا ....عاشورا!

 در هر حال خواسته یا نا خواسته، به دلخواه یا به اجبار، از روی احساس یا با یقین و حادثه یا ... در چنین روزی دوران تازه ای از زندگی من با 17 سال سن آغاز شد. امروز در چهل و سه سالگی با بیست و شش سال تجربه ی زندگی با معلولیت، نکاتی ملکه ی ذهنم شده است. بدون شک همه ی افراد این مرز و بوم؛ چه به ظاهر و چه از صدق دل در اولین برخورد با من و دوستان عزیز مشابه، به داشتن انگیزه و هدف در مسیر انتخابی که به این وضعیت ختم شده، اعتقاد دارند. در مقابل هر کس به نوعی قدر شناسی یا به نحوی متفاوت برخورد هایی داشته و دارد. برخوردهای مختلفی را می توان اینگونه برشمرد و بررسی کرد.

1-عده ای با دیدگاه انقلابی و مدخلیت دین و انقلاب، بر قشر جانبازان و ایثارگران ارزش قائل بوده و مشکلات و سختی ها را با ارزش معنوی و اجر اخروی مربوط می دانند. اینان فداکاری و از خود گذشتگی جوانان کشور را به پاس حفاظت و نگهداری از انقلاب اسلامی و بالطبع اسلام، نوعی ارزش و باور می دانند. صداقت در انتخاب راهی همراه با شهادت و اسارت و معلولیت را ارزشمند و در هر حال قابل تقدیر می دانند.

2-عده ای دیگر نیز ضمن مخالفت و انتقادهایی به نظام و مدیران سیاسی، بین دین، عملکرد حکومت و  حاکمان، دفاع از نظام، ملت، کیان و مرز و بوم کشور تفکیک قائلند. اینان در گفتار و برخورد خود خرد و عقلانیت به خرج می دهند. هر رفتاری را به پای دین نمی پندارند، حماسه و فداکاری قشرهای متعدد از جمله جانبازان و ایثارگران را در دفاع از خاک و مرز و بوم کشور قابل ستایش می دانند. اینان به مانند همه ی مردم جهان دفاع از ملیت و کیان کشور را ارزش و عمل این افراد را ارزشمند می پندارند.  

3-عده ای نیز با دیدگاه انقلابی، با عینیت بخشیدن بین اسلام و تفکرات به اصطلاح انقلابی خویش، همه ی افراد و از جمله ایثارگران را منوط به همراهی و تأیید افکار و دیدگاه های خود، ارزش و احترام قائل اند! اینان ایثارگران همراه و همفکر را بسیار عزیز و محترم می شمارند! و در مواجهه و رد مخالفانی از این دست نیز، هر موردی را دستاویز قرار می دهند! از صدر اسلام گرفته تا انتخاب جملاتی که در زمان هایی خاص کاربرد دارند! (ملاک حال افراد است و از این قبیل)

4-عده ای با دیدگاه مخالفت با انقلاب و نظام، طیف ایثارگران را، با نارسایی ها و هرگونه عدم  دسترسی به خواسته ها و نیازهای خود، همراه می دانند!. اینان با بدبینی در مخالفت با حکومت و مدیران سیاسی، همه ی خوبی ها و بدی ها را و همه ی اشخاص خوب و بد را در یک مسیر سیر می کنند! مخالفت با نظام و عدم دسترسی به برخی نیازها، تعقل و تفکر نسبت به اکثر موارد را از آنان سلب نموده است.

5-طیف وسیعی از عوام جامعه نیز از سر دلسوزی و محبت با دیدگاهی ترحم آمیز سعی در تفقد و دلجویی دارند. اینان بدون هر گونه فکر و نیت خاصی، صادقانه و با سادگی تأسف از دست دادن سلامتی ما را می خورند، کشته شدن و به اسارت رفتن جوانان مملکت را بیخود و بی جهت می دانند!. بارها و بارها در برخوردهای روزمره شنیده ایم؛ حیف، برای کی به اینروز افتاده اید؟!  

اما درنقد و بررسی گروه های فوق به این نتیجه رسیده ام که اکثریت قریب به اتفاق  مردم در دسته بندی های فوق، به هدف، انگیزه و انتخاب ارزشمند ما و همه ی ایثارگران اعتقاد داشته و دارند. اما در رفتار خود با فکر و تأمل یا عدم تفکر و یا در نظر گرفتن منافع و مطامع خویش عکس العمل متفاوتی را از خود نشان داده اند. گروه اول و دوم اگر چه به لحاظ دیدگاه های مختلف، بویژه بینش سیاسی در تضاد با یکدیگر قرار دارند. اما به جهت وجود عقلانیت و خردورزی در نظر و رفتار خود، کمتر هر موضوعی را با اهداف و منافع خود مرتبط می دانند. به همین جهت هر دو گروه دلایلی مختص خود دارند، تا در اکثر موارد نگاهی مثبت به جانبازان و ایثارگران داشته باشند. گروه سوم و چهارم نیز اگر چه در اکثر دیدگاه های خود در تضاد و تعارض با یکدیگرند. اما وجه تشابه و مشترک بزرگی با هم دارند. هر دو گروه با کشیدن خطی بین خود و دیگران سخت به خودی و غیر خودی اعتقاد دارند. گروهی برای تحمیل و تثبیت فکر و نظرات خود و ادامه روند قدرت خویش، هر مخالف و منتقدی را با هر ترفند و هر دستاویزی محکوم می کنند! بالطبع جانبازان و ایثارگران منتقد و مخالف نیز در جرگه غیر خودی ها قرار می گیرند!. دیگری نیز به جهت محرومیت از نیازهای خویش و مخالفت با حاکمیت و وضعیت موجود، فقط به همفکری افراد در مسیر انتخابی خویش می نگرد. هر فکری جز مخالفت و براندازی را وابسته و غیر خودی می داند. اما گفتار و رفتار گروه پنجم را نمی توان زیاد جدی گرفت! عوام الناسی که به راحتی نظام، وطن و ملت را در قبال سلامتی ما و جوانان، بی ارزش می پندارد! و جالب اینجاست که معلولیت و سختی و از دست رفتن همین جوانان را در مواجهه با امور مادی و رفاهی به راحتی فراموش و جبران پذیر می پندارد!