یکشنبه 16 دی ماه سال 1386


شما را به خدا قسم میدهم به من کمک کنید




بسم الله الرحمن الرحیم

به_ جناب آقای دکتر حسین دهقان ریاست بنیاد شهید و امور ایثارگران
از_ داریوش احمد رضا بهمنیار جانباز بسیجی
کد جانبازی 0919025421

احتراما اینجانب داریوش احمد رضا بهمنیار جانباز بسیجی در آزادی سازی خرمشهر بر اثر اصابت گلوله کالیبر پنجاه به ران پای چپم دچار شکستگی باز ران (فمور) پا شدم به طوری که استخوان رانم تکه تکه شد و استخوان ها بیرون آمدند که هفت مرتبه به زیر عمل جراحی رفتم و از لگن من استخوان برداشتند و به رانم پیوند زدند همچنین ساق پایم را سوراخ کردند تا هجده کیلو وزنه آویزان کنند و به خاطر این موضوع زانوی پای چپم بر اثر کشیدگی وزنه ها با این که دو سال فیزیوتراپی رفتم باز هم به طور کامل خم نمیشود و لگن من سالی دو بار چرک میکند و از کار افتاده کامل هستم و چون در سال هزار و سیصد و شصت و یک زخمی شدم و بعد از بیست سال دنبال پرونده جانبازی خودم رفتم در کمیسیون پزشکی دکترها میگویند در نامه تو نوشته اصابت گلوله به ران پای چپ و ما به لگن و ساق و زانوی تو نمیتوانیم در صد بدهیم باید همان زمان که گلوله خوردی دنبال کارت را میگرفتی و لگن و زانو و ساق پایت را در برگه ات اضافه میکردی و همچنین چون کالیبر پنجاه یک نوع ضد هوائی میباشد بر اثر برخورد به من دچار شک شدم و لکنت زبان پیدا کردم و دو دفعه که به کمیسیون پزشکی رفتم نتوانستم منظور خودم را خوب توضیح دهم در حالی که طبق دستور العمل دکترها شکستگی معمولی ران بین ده تا بیست در صد است و شکستگی باز ران بین بیست تا سی در صد است در حای که به من پانزده درصد دادند حالا عوارض ثانویه از قبیل لگن و زانو و ساق که در صد جداگانه دارد بماند. در زمان سربازی در زمان جنگ من را معاف دائم کردند چون پنجاه و پنج در صد به من دادند در حالی که در زمان جنگ اگر کسی از چند جا شکستگی داشته باشد یا معاف شش ماه یا یک ساله یا معاف از رزم میشد در حالی که من معاف دائم شدم الان زن و بچه ام در تبریز در خانه مادرشان زندگی میکنند و من در کاشمر پیش پدر و مادرم زندگی میکنم چون نه میتوانم کار کنم نه حقوقی بنیاد به من میدهد تا حالا شاید بیست دفعه به بنیاد جانبازان و آقای دکتر حسین دهقان و ریاست جمهوری و بیت رهبری نامه نوشتم ولی هیچ جوابی ندادند در حالی که اگر باز هم من را به کمیسیون پزشکی بفرستند به خاطر لکنت زبانم و اینکه بیست سال پرونده ام را پیگیری نکردم همان پانزده در صد را به من میدهند در حالی که همانطور که گفتم شکستگی باز ران بین بیست تا سی در صد است این را آقای دکتر ایجادی رئیس کمیسیون پزشکی کل کشور به خودم گفتند از شما آقایان محترم تمنا میکنم من را از این وضعیت فلاکت بار نجات دهید نه میتوانم در اتوبوس بنشینم و از کاشمر تا تبریز برای دیدن بچه هایم بروم نه میتوانم کار کنم و از کار افتاده کامل هستم و نه حقوقی بنیاد جانبازان به من میدهد شما را به آن خدائی که برایش نماز میخوانید قسم میدهم به من کمک کنید تا حق خودم را بگیرم با اینکه متولد تهران هستم و از کاشمر به جبهه های جنگ حق علیه باطل اعزام شدم پرونده مرا به تهران منتقل نمیکنند میگویند باید بیست و پنج در صد جانبازی داشته باشی نمیدانم شکایت خودم را به پیش چه کسی ببرم از شما تقاضای عاجزانه و عاجلانه دارم به من کمک کنید زنم میگوید پسر دایی من چهل درصد جانبازی دارد هم کار میکنند هم حقوق میگیرد تو چه طور نمیتوانی کار کنی این مسئله باعث شده زنم مرا دروغگو خطاب کند و میخواهد طلاق بگیرد تا زندگی من از هم نپاشیده شما را به خدا قسم میدهم به من کمک کنید.
کد جانبازی من 0919025421 میباشد . خداوند اجر شما را در دنیا و آخرت عنایت فرماید. خدانگهدار شما باد
داریوش احمد رضا بهمنیار جانباز بسیج تلفن تماس کاشمر 05328243493
آدرس _ کاشمر _ خیابان مدرس مدرس 9 دومین کوچه سمت چپ پلاک 8

سه شنبه 12 تیر ماه سال 1386

بگزارش خبر گزاری ایسنا:

در آستانه سالروز بمباران شیمیایی برخی مناطق کشور توسط رژیم بعث عراق که روز مبارزه با سلاحهای شیمیایی و میکروبی نام گرفته است، عده‌ای از جانبازان با مشاور رئیس جمهور در امور ایثارگران دیدار و گفت‌وگو کردند

در این دیدار مشاور محترم رئیس جمهور به سوالات چند تن از جانبازان پاسخ گفت:

برخی از این سوالات مطرحه شده:

- چرا یک فرد جانباز در مراجعه به کمیسیون پزشکی نیروهای مسلح تعیین درصد می‌شود اما همان فرد در کمیسیون پزشکی بنیاد فاقد درصد می‌شود؟

- چرا تاکنون آئین نامه اجرایی واحدی برای تعیین درصد جانبازان تهیه نشده است تا از این اختلاف‌ها و مشکلات جلوگیری کند؟

- مدرک و مبنای ارائه خدمات به جانبازان باید درصد باشد یا وضعیت معیشتی فرد جانباز؟

- چرا اعلام رای کمیسیون‌های تعیین درصد بنیاد با آرا قبلی همین کمیسیون‌ها تفاوت فاحش داشته و حتی بعضا آن را به صفر می‌رساند؟

 برای خواندن پاسخهای مشاور رئیس جمهور اینجا را کلیک کنید.

 

چهارشنبه 6 تیر ماه سال 1386
 
دریافت حقوق حالت اشتغال جانبازان هم زمان با حقوق استخدام بلامانع است
 
خبرگزاری حیات
قائم مقام تعاون و امور اجتماعی بنیاد شهید و امور ایثارگران گفت: با توجه به نامه قائم مقام و معاون حقوقی و امور مجلس رییس جمهور دریافت حقوق حالت اشتغال توأم با دریافت حقوق از بابت استخدام (رسمی و غیررسمی) توسط جامعه ایثارگری بلامانع است. یوسف مجتهدی در گفت و گو با خبرنگار حیات، افزود: این پاسخ براساس نامه رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران مبنی بر شفاف سازی پرداخت حقوقحالت اشتغال به جانبازان از لحاظ قانونی به قائم مقام و معاون حقوقی و امور مجلس ریاست جمهوری اعلام شده است. وی به رای دیوان عدالت اداری در راستای شکایت برخی از جانبازان اشاره کرد و گفت:براساس این آراء بنیاد شهید و امور ایثارگران ملزم به پرداخت معوقات این جانبازان که در اثر قطع حقوق حالت اشتغال آنان ایجاد شده است می باشد. رییس کمیسیون ماده 16 همچنین تصریح کرد: براساس احکام این کمیسیون جانبازان و آزادگان می توانند دو دریافتی از دولت داشته باشند، یکی حقوق بابت استخدام (رسمی یا غیررسمی) و دیگری حقوقی که منشا آن مربوط به مسئله ایثارگری آنان می شود
چهارشنبه 6 تیر ماه سال 1386
 
پرفسور محسن مهاجر پزشک متخصص مغز و اعصاب ایرانی مقیم آلمان گفت: جانبازانی که دچار دردهای مزمن هستند با استفاده از روش‌های نوین درمان، معالجه می‌شوند.


به گزارش روز سه‌شنبه خبرنگار ایرنا به نقل از روابط عمومی بنیاد شهید، پرفسور "محسن مهاجر" در سومین سفر خود به ایران، درمان دردهای مزمن را شاخه جدیدی از علوم پزشکی معرفی کرد و افزود که این شاخه در بسیاری از کشورها وجود ندارد.

وی گفت: در ایران، همپای کشورهای پیشرفته در علم پزشکی،از روش‌های نوین دارویی،طب سنتی و سوزنی، فیزیوتراپی، اسکیمولار و سایر جراحی‌ها در درمان این نوع دردها،استفاده می‌شود.

این پزشک متخصص مغز واعصاب، علت‌اصلی دردهای مزمن را عصبی دانست و گفت:
گاهی اوقات علت اصلی درد، رابطه مستقیمی با فیزیک بدنی بیمار ندارد بلکه به وضعیت روانی وی بستگی دارد.

وی افزود: درک درد نه تنها برای خانواده بیمار بلکه برای پزشک نیز مشکل است.

مهاجر با بیان اینکه امروزه در بسیاری از کشورهای پیشرفته استفاده از داروهای مسکن تزریقی برای بیماران دچار دردهای مزمن منسوخ شده است،گفت:
تغییر نگرش این بیماران در استفاده از قرص به جای تزریق،از اهداف اصلی کلینیک‌های فوق تخصصی درد در ایران است.

وی افزود: جانبازانی که از دردهای مزمن رنج می‌برند و در کلینیک‌های استانی تحت درمان هستند،در صورت درمان نشدن با ارایه مدارک کافی پزشکی و موافقت معاونت بهداشت و درمان بنیاد شهید استان مربوطه به ستاد مرکز معرفی و سپس در کلینیک بیمارستان خاتم‌الانبیاء(ص) برای آنان پرونده تشکیل می‌شود و سال بعد با تعیین وقت قبلی مورد معاینه قرار می‌گیرند.

بر اساس گزارش بنیاد شهید، پرفسور مهاجر در یک هفته گذشته ‪ ۶۰‬بیمار و جانباز را در بیمارستان خاتم‌الانبیاء مورد معاینه قرار داد

 

جمعه 1 تیر ماه سال 1386
اعتراضات یکساله اخیر جانبازان به «لایحه جامع خدمات رسانی به ایثارگران» و تجمعات یک ماه اخیر جانبازان در اعتراض به قطع مستمری حالت اشتغال جانبازان در مقابل نهاد ریاست جمهوری و بنیاد شهید و امورایثارگران؛ از این جهت که این عزیران به تضییع حقوق خود اعتراض دارند و حساسیت نشان می دهند بسیار محترم و قابل درک و دفاع است
بنیاد از ابتدای تاسیس متاسفانه به نوعی رفتار کرده است که همواره زمینه‌های این اعتراضات را فراهم آورده است حتی بنظر می رسد برخی از مواقع خود مشوق چنین رفتارهایی است
 
اما سوی دیگر این اقدام؛  متوجه بنیاد است که از ابتدای تاسیس متاسفانه به نوعی رفتار کرده است که همواره زمینه های این اعتراضات را فراهم آورده است حتی بنظر می رسد برخی از مواقع خود مشوق چنین رفتارهایی است.
 
رفتار مجموعه بنیاد در قابل جانبازان به گونه‌ای بوده که از فدایی دیروز - معترضان امروز ساخته است
بجای اینکه این نهاد پشتیبان و یاور جانبازان باشد در بسیاری مواقع خود در برابر آنها موضع می گیرد. و عملا به خواست های معقول و آرام آنان جواب مثبت نمی‌دهد تا آنجا این قشر جانباخته مجبور شود به روش های غیر مسالمت آمیز روی آورد.
 
نمونه اخیر این گونه اقدامات بنیاد را بر اصرار بی‌جهت این نهاد بر اجرای دستور قطع مستمری حالت اشتغال جانبازی جانبازان شاهد هستیم .
 
آیا با این تعریفی که بنیاد از  جانبازی ارائه می دهد جانبازی  شغل مزدوری مترادف دانسته نشده است؟!.
 
 این موضع بنیاد ناشی از یک برداشت ناصواب از ماده قانونی است که هر فرد نمی تواند بیش از یک شغل داشته باشد.
 براساس  این برداشت برداشت؛ بنیاد جانبازی را شغل تلقی کرده و مستمری که بدلیل جراحت جنگی نصیب جانبازان شده است به حقوق و دستمزد تعبیر کرده است.
 
آیا با این تعریفی که بنیاد از  جانبازی ارائه می دهد جانبازی  شغل مزدوری مترادف دانسته نشده است.
 
با توجه به وجود قانون الحاق یک تبصره به قانون استخدام جانبازان اسرا و افراد خانواده‌های شهدا .... مصوب ۷/۱۰/۶۷ مجلس شورای اسلامی که اعلام کرده هر گونه دریافتی جانبازان و... از بابت جانبازی  در ارتباط با خقوق استخدام و اشتغال نمی‌باشد.
 و همچنین چندین مورد از احکام صادره از سوی دیوان عدالت اداری به نفع جانبازان و در محکومیت بنیاد - که بدنبال بی اعتنایی بنیاد به احکام حتی منجر به صدور حکم دستگیری ریاست بنیاد نیز گردیده است.
 
بنیاد بدلیل اصرار بر تصمیم غلط خود چگونه برای ضد انقلاب خوراک تبلیغی بر علیه نطام درست می کند
خوب است مسئولین محترم بنیاد کمی به این فکر کنند که با این اقدام خود چه صدمات روحی روانی به جانبازان وارد می کنند. و چه میزان سوژه های تبلیغی بر ضد نظام مقدس جمهوری اسلامی برای اپوزیسیون فراهم آورده‌‌اند.
اصرار بنیاد شهید و امور ایثارگران برای چیست؟
واقعا بنیاد چه هدفی دارد آیا می خواهد بودجه ای که در این رابطه گرفته و در جای دیگر خرج کرده را می‌خواد لاپوشانی کند.
 
راستی مسئولیت به خیابان کشاندن جانبازان و سوء استفاده مطبوعاتی . تبلیغی ضد انقلاب از اعتراضات متوجه بنیاد و شخص رئیس محترم آن نیست؟.
نمونه اخیر این سوء استفاده در سایت روز آنلاین شاهدیم؛ و متاسفانه شاهدیم که بنیاد بدلیل اصرار بر تصمیم غلط خود چگونه برای ضد انقلاب خوراک تبلیغی بر علیه نطام درست می کند
خوب است مسئولین محترم بنیاد کمی به این فکر کنند که با این اقدام خود چه صدمات روحی روانی به جانبازان وارد می کنند. و چه میزان سوژه های تبلیغی بر ضد نظام مقدس جمهوری اسلامی برای اپوزیسیون فراهم آورده‌‌اند.
فاعتبروا یا اولی الابصار


بعلت اینکه احتمالا خوانندگان محترم نمی توانند مطلب مورد اشاره در سایت روزآنلاین را ببینند عینا متن گزارش در ذیل می‌آید:

آنان با پاهای مصنوعی از راه رسیدند

تجمع اعتراضی جانبازان جنگ؛ - چهارشنبه 30 خرداد 1386 [2007.06.20]

 

فریبا صراف

امروز در حالی که در گوشه ای از شهر تهران، هنرمندان کشور از قاچاق فیلم می گفتند که در "جاهایی به بن بست" رسیده و خبر از نابودی سینما می داند، در گوشه دیگری از شهرجانبازان جنگ، از نابودی خود خبر می دادند و اینکه: "خط شکنان دیروزیم، فراموش شدگان امروز..."

به نوشته سایت نوروز، در "یکی دو سال اخیر این چندمین تجمع اعتراض آمیز جانبازان در جهت بهبود وضعیت معیشتی و درمانیشان است. جانبازان در سال های اخیر بی سرو صدا ترین قشر این جامعه بوده اند، اما وضعیت پیش آمده برایشان به حدی ناراحت کننده و غیر قابل تحمل شده است که اقدام به این اعتراضات کرده اند".

این جانبازان که هر کدام، نشانی از جنگ با خود حمل می کنند، بر مقوایی بزرگ نوشته اند: "جانبازان دیروزیم، فراموش شدگان امروز..."

کسانی که "باید برای گرفتن اولین نیازهای زندگی شان، سهم دارو و درمان و هزاران مشکل معیشتی‌شان" همه استانهای کشور را بکوبند و تا تهران بیایند. و آن وقت در تهران: "دفعه پیش که رفته بودیم نهاد ریاست جمهوری اینقدر مارو تحقیر کردند، وقتی به بنیاد شهید استان می رویم و بحث می‌کنیم، جواب می‌دهند: می‌خواستید به جبهه نروید. تا به حال چندین بار این جمله را از بنیاد شهیدی های استان شنیده‌ایم".

در بنیاد شهید هم "صراحتا" به آنها گفته اند نمی خواهند کاری برایشان انجام دهند. یکی از جانبازان به گزارشگر سایت نوروز در این مورد چنین گفته است: "ایشان حتی به نوعی تهدید کرد که حقوق کل جانبازان استان مرکزی را قطع می‌کند. و از همه مهمتر وقتی پیگیری ما را دید، گفت: شما حتی اگر به دیوان عدالت اداری هم شکایت ببرید و آنجا هم به نفع شما رأی دهد، بازهم کاری از پیش نخواهید برد. چون ما بلدیم که چگونه حرف بزنیم و شما را دور بگردانیم که گرفتار نشویم".

یکی دیگر از جانبازان ماسک خود را بر می دارد:یک ترکش تو سینه دارم. نمی تونم خوب نفس بکشم. دکتر گفته اگرعمل کنی یک درصد احتمال داره زنده بمونی، اگر عمل نکنی 50درصد! دیگه به این جامون رسیده. دارو نداریم. همه ما بیماریم... قرار بود بعد از تایید کمیسیون حالت اشتغال یک مبلغ اندکی برای حالت اشتغال جانبازن بدهند. مدتی این هزینه پرداخت شد. رویش حساب هایی باز کردیم اما حالا این رقم کم هم قطع شده. حالا باید با تمام ناراحتی های باقی مانده از دوران نبرد، پاهای مصنوعی مان را تا این جا بکشانیم تا بتوانیم زنده بمانیم.

و فقط اینان نیستند که پاهای مصنوعی خود را بر زمین می کشند، جانبازان شیمیایی شده هم حال و روز بهتری ندارند.به نوشته سایت نوروز: "شیمیایی شده ها در جنگ مظلوم ترین قشری هستند که بعد از جنگ به دست فراموشی سپرده شده اند. طول درمان و قیمت بالای داروی های درمانی این قشر از جانبازان یکی از مشکلات مورد اعتراض جانبازان بود".

و طبیعی است که کار به بازخوانی وعده ها بکشد: "رئیس جمهوربه هراستانی که می رود، در جمع خانواده شهیدان و جانبازان، از رسیدگی به ایثارگران می‌گوید و اینکه هر مسئولی در این زمینه کوتاهی کرد، از دولت ایشان نیست. اما سوال ما این است که آیا آقای احمدی نژاد از آن چه در زندگی واقعی ما می گذر خبردارد ؟ مگر همین چند وقت پیش ایشان دستور قاطعی در مورد مشکلات ما ندادند؟ مگر نگفتند که ایثارگران نباید مشکل دارو ودرمان داشته باشند؟ پس وعده ها چه شد؟! چه کسی به دستور ایشان عمل نمی‌ کند؟! مدعیان عدالت شده اند اسطوره های شعار ؟ این همه شعار فقط واسه رای گرفتن بود ؟ما مجبوریم برای مراجعه به دکترگاهی 300کیلومتر و یا بیشتر راه بیاییم و با پاهایی که نداریم خودمان را به دارو و دکتر برسانیم، یا حتی برای تعمیر همین پاهای پلاستیکی که حالا پایمان است. آخرش هم وقتی برای درمان به بیمارستانهای تهران می رسیم دکتر می گوید بروید فردا بیایید!"

حالا نمایندگان رانندگان شرکت واحد در زندانند، نمایندگان معلمین همین طور. دانشجویان گرفتارند...اما جانبازان چی؟ نکند آنها هم برای سنگ اندازی در کار رئیس جمهوری آمده باشند که با شعار عدالت و مهرورزی امد؟

 

جمعه 1 تیر ماه سال 1386
بدنبال تجمع اعتراض آمیز جمعی از جانبازان و ایثارگران هشت سال دفاع مقدس  به عملکرد بنیاد شهید و امور ایثارگران در قطع مستمری حالت اشتغال آنان
معاون اداری مالی بنیاد شهید و امور ایثارگران طی ابلاغیه جدیدی بشماره ۹۹۸۶/۳/۵۰ - مورخه ۲۶/۳/۸۶  - ابلاغیه قبلی خود را کان لم یکن تلقی کرد.
 
این ابلاغیه جدید بعد از آن صورت پذیرفت که در پی تجمع اعتراضی جانبازان در مقابل بنیاد شهید و امور ایثارگران - قائم مقام رئیس کل و معاون امور مجلس و تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشور در نامه ای بشماره ۱۳۸۱-۲/۲ مورخه ۲۲/۳/۸۶ خطاب به معاون اداری مالی بنیاد متذکر شد که:
 
چنانچه مستحضرید مطابق قانون الحاق یک تبصره به قانون استخدام جانبازان اسرا و افراد خانواده شهدا جانبازان از کار افتاده اسرا و مفقودالاثرهای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و همچنین افرادی که حداقل ۹ ماه متوالی یا یکسال متناوب داوطلبانه در جبهه خدمت نموده‌اند مصوب ۷/۱۰/۱۳۶۷ مجلس شورای اسلامی هر گونه دریافتی جانبازان و مستمری بگیران شهدا مفقودین و اسرا و آزادگان از بابت وضعیت جانبازی شهادت مفقود الاثر بودن و یا اسارت با رعایت مقررات مربوط بلامانع بوده و در ارتباط با حقوق استخدام و اشتغال نمی باشد . خواهشمند است مراتب جهت رفع هر گونه ابهام به واحدهای ذبربط ابلاغ گردد. 
عفور پاکنهاد
 
 
 
یکشنبه 13 خرداد ماه سال 1386

سایت رجا نیوز:

معاون حقوقی و امور مجلس بنیاد شهید و امور ایثارگران از تشکیل جلسات مشترک اعضای هیئت دولت و مجلس برای حل مشکل ایثارگران خبر داد.
  
 
حسین وفایی در گفت‌وگو با فارس افزود: نمایندگانی که از طرف رئیس مجلس تعیین شدند تا با دولت درباره لایحه خدمات‌رسانی به ایثارگران مذاکره کنند.


وی با بیان این‌که این مذاکرات از چهارشنبه هفته گذشته آغاز شده است، گفت: امیدواریم در این مذاکرات بین دولت و مجلس تفاهم ایجاد شود.
وفایی با توجه به این‌که بیش از 50 درصد اعتبارات لایحه جامع خدمات‌رسانی به ایثارگران در بودجه سال 1386 پیش‌بینی شده است، اظهار داشت: امیدواریم این لایحه امسال عملیاتی شود

 

شنبه 12 خرداد ماه سال 1386

اولین و مهمترین وظیفه بنیاد (بنیاد جانبازان سابق و بنیاد شهید و امور ایثارگران فعلی) بعنوان متولی امور جانبازان رسیدگی به مسائل درمانی و پزشکی آنان است.

سیاست ها و برنامه های بنیاد در این زمینه با وجود صرف هزینه های زیاد؛ کم اثر؛ نامستمر؛ دیرهنگام و ابتر بوده و بسیاری از این برنامه ها تابع تصمیمات شخصی بوده که با رفتن آن شخص و عوض شدن سلایقش آن برنامه نیز نیمه کاره رها شده است

یکی از غفلت های بزرگ بنیاد در امر درمان جانبازان؛ غفلت از نقش خانواده در موضوع درمان است.

 اهمیت نقش خانواده از دو بعد قابل توجه است

الف- تاثیری که خانواده می تواند بر روند درمانی و بهبودی جانباز بر جای بگذارد

ب- از لحاظ صدمات روحی و جسمی که بدلیل همراهی با جانباز به خانواده وارد آمده است.

بطور مثال بیشتر همسران جانبازان نخاعی بدلیل حمل و نقل جانباز و ویلچییرش دچار آسیب های کمری و ستون فقرات شده اند.

برنامه های بنیاد همواره جانباز محور بوده و  خانواده را از کانون توجهات خود دور داشته است.

بنظر می رسد بنیاد اخیرا با تصحیح این روند تلاش کرده است در روند درمانی جانبازان خانواده را هم دخالت بدهد

در همین راستا بنیاد اقدام به برگزاری اردوهای تفریحی - درمانی کرده و خواسته است در این اردو ها ضمن آنکه به چکاب جانبازان پرداخته می شود خانواده جانباز را نیز با این مسائل آشنا کند.

برگزاری اردوهای تفریحی-  جانبازان قطع نخاعی زن - جانبازان فطع نخاع پیوند کلیه و .... از نمونه اینگونه اردوهاست.

اما چند نکته در این رابطه:

- نظر سنجی های انجام شده از شرکت کنندگان حاکی از رضایت اکثریت آنان است.

- برگزاری اردو تنها می تواند یک شروع باشد . شروع ایجاد سیستم درمانی پویا؛ پیگیر و منطبق با نیازهای گروههای خاص  جانبازی

- مشکل اکثر برنامه های بنیاد عدم استمرار و مقطعی بودن آن است امیدواریم این اردوها با همان کیفیت اولیه تداوم داشته باشد

- برنامه ریزی ای می تواند موفق باشد که با شناخت درست و کامل جامعه هدف صورت گیرد.

جامعه هدف خود بیش از هر کسی به نیازهای خود واقف است برگزاری و برنامه ریزی مشارکتی به نتیجه بهتری منجر خواهد شد.

دوشنبه 10 اردیبهشت ماه سال 1386

ارزیابی عملکرد بنیاد شهید و امور ایثارگران و دکتر دهقان ریاست بنیاد

یکی از برادران جانباز در نامه ای خطاب به ریاست بنیاد شهید و امورایثارگران با طرح مسائلی به ارزیابی دوران ریاست دکتر دهقان پرداخته است.

گرچه در این نامه تنها به گوشه ای از مشکلات موجود آنهم به طور موجز و گذرا اشاره شده اما می تواند گوشه ای از رفتار و عملکرد بنیاد در قبال جانبازان را رخ نمایی کند. 

 

اگراجازه اظهارنظرداشته باشم،‌ میگویم،این روش ومنطق مدیریتی غلط است،که فرمودید: » نمی توانم به فکرتعدادی جانبازباشم  و باید به فکر  تمامی200/1 میلیون نفرجامعه هدف باشم!!.« به این علت ،غلط است که،» نوش داروی بعداز مرگ سهراب، برای قهرمانان دفاع مقدس ، دیگراثری نخواهد داشت«.!! اسامی جانبازان در خطر را برای نمونه نام می برم :‌ آقایان ،تمدن ،برمنی،ابوبکرفتاحی ، مهدیان،  یا  جانبازان دیگر آسایشگاه ها و حتی اعصاب وروان »صدر« هم  در خطرند!!!. فکر می کنم دیگر جایز نیست صبر کنیم تا جانبازی شهید بشود. اولین فرصت، یا شاید هفته دیگر، ‌پاسخ نگیرم، اقدامات لازم را انجام خواهم داد،  ومسلماً  اگرعاقبت خود را به مقام فروخته باشید،  و  به منصب دنیایی دلبسته باشید ،خوشحال نخواهیدشد

 

 

به نام خدا

 

آقای دهقان گفتار را فعلاً انحصاری و مخصوص جنابعالی تهیه و تدوین نموده‌ام

 

در این جا فرصت شرح تلاشهای انجام شده نیست و در حد امکان  خلاصه عرض مینمایم. امیدوارم ارزش واهمیت لازم را  قایل  شوید و پاسخ  مفید و قانع کننده بدهید ،تا ناچار نشوم از طرق دیگری  تلاش برای یافتن پاسخ بنمایم.

بیش از یکسال انتظار کشیده و تلاش نمودم، برای دیدار حضوری کافی و مفید. یادم نرفته و خاطرم هست، در کنار چند تن ازدوستان و در رکاب آنها چند دقیقه‌ای حاضر و ناظر بوده ام،

اما نمی توانستم ومجاز نبودم از وقت آن عزیزان استفاده کنم،و چاره کار نشد.

در آخرین دیدار که فرمودید بیش از 5 دقیقه نشود،از جنابعالی تقاضا نمودم ، هر هفته یا 15 روز یکبار،اما بطور مرتب فقط 3 تا  5 دقیقه وقت اختصاص بدهید ،تا طرح و پیشنهادات و نامه های دوستان را خدمت شما عرضه نمایم  و درصورت وجود پاسخ  ، جواب بگیرم .

اما باهمة تلاشی که نمودم، تا 4 هفته بعد ازآن از دفتر جنابعالی 3 دقیقه وقت بگیرم ، پیغام دادید که : »باشد برای بعد »

بعد از آن روز رئیس  جمهور محترم انتخاب شد،حکم جنابعالی راهم تمدید نمود،اما هنوز این وقت 3 دقیقه ای تمدید نشد.

فعلاً به این راه متوسل شده ام ، تاچقدر کارآیی داشته باشد

به نتایجی رسیده ام  در مورد  جنابعالی  ،  عرض مینمایم   :

تعهد :

جنابعالی دیگر آن آقای دهقان روزهای اولیه نیستید ،قول دیدار جانبازان قطع نخاعی را در آسایشگاهها،بطورمرتب و حداقل ماهی یکبار دادید !اما فقط چندماه عمل کردید، وضع  اسفبار صندلی چرخدار و وسایل توانبخشی را درحضور همه  قول دادید درست نمایید،‌برای تعمیر، صندلی چرخدار جایگزین تحویل شود، و پس از تعمیر،درمنزل تحویل شود. ولی هنوز،مکان و وسایل تعمیر و یدکی فراهم نشده  و حتی برای آموزش، و گارانتی هیچ کس وهیچ مکانی اطلاعات نداده وجوابگو نیست.اگر این صندلی چرخدارنامناسب راتحویل نگیریم، فرصت را از دست داده ایم.  در شهرستانها ؟  ، دیگر وای بحال آنها  !!.       

این بودآقای دهقان روزهای اول   ،  و قول های داده؟!

مشورت :

جانبازان، پیشنهاد برگزاری جلسات گروه مشاوره نخاعی دادند و شما پذیرفتید، عرض کردم هزینه دارد، قبول فرمودید . اولین جلسه مشترک مسابقه رالی و تعدادی ازجانباران نخاعی برگزارگردید. یکی ازمدیران کل استان تهران بنام آقای عرب، هزینه یک جلسه را قبول نمود و فاکتور هزینه آن را یکماه قبل ازجلسهء مشترک گرفته و قول داد قبل از مراسم و یا نهایتاً در خود جلسه هزینه را پرداخت  نماید و ما را در عمل انجام شده قرارداد و نیامد. بنده هم که  ضمانت وی رانموده بودم   مبلغی را پرداخت نمودم و از شهریورسال83 تاکنون  بدنبال آقای عرب می دوم ، سال گذشته  به جنابعالی دوبار و به آقای فیض مشاور جنابعالی ،چند بار،و آقای قاضی ،همکارآقای عرب، چندین بار، شکایت نمودم و امسال چندین نامه کتبی فرستادم ، شماره نامه ها موجوداست، ولی هنوز هیچ پاسخی داده نشده و بدانید،‌ آقای عرب و جنابعالی هنوز» حق الناس« مدیررستوران فرهنگسرا را مدیون هستید . واقعاً خسته  وشرمنده فرهنگسرا  و آن صاحب رستوران شده ام!!.

 

وسیله نقلیه :

بعد ازدیدار آقای خاتمی  از آسایشگاه امام، پرونده کامل اتومبیل206 رابه جنابعالی تقدیم نمودم. قبول کردید حتماً این اضافه پرداختی ر اپس بگیرید،ولی پیداست‌ ، یا از حساب  خودتان نبوده ! یا ضعف ! ، یاهر دلیل دیگرهنوزهیچ کاری  نکرده اید ! همانطورکه گفته اید،مخالف پیگیری ما هم ،  هستید

 

توضیح مختصر عرض می نمایم: درنامة شماره 5238/51985 مورخ16/11/79ریاست جمهوری،به صراحت،قیمت تحویل206 اتوماتیک سه میلیون تومان، توافق شده بود ، بعلت خرید با دلارهای 175 تومانی ، توسط ایران خودرو؛ قیمت206درنامه شماره 22099مورخ 25/12/79 ایران خودرو و توافق نامه 31/2/80 مشترک ایران خودرو و بنیاد؛ 6647دلار ، 175تومانی،یعنی 11632250ریال اعلام گردیده است. در »اصلاحیه«تبصره یک قانون مصوبه16/3/79،  »درصورت افزایش قیمت خودروجانبازان  « پرداخت اضافی ، بعهده دولت گذاشته شده است . بنابرین هیچگونه توجیهی برای پرداخت اضافی وجود ندارد!

 

با وجود این مدارک، بنیاد بجای مبلغ 225/163/1تومان مبلغ 5/4میلیون تومان به ایران خودرو پرداخت کرده است البته از حساب جانبازان

 

هنوزهم اگربنیاد همکاری کند،خودمان پیگیری مینماییم   و درصورت همکاری ، بمدت کوتاهی ،اضافه پرداختی های هرنفر300/3 میلیون تومان را پس خواهیم گرفت

مناسب سازی  :

بنیاد یک مرکز پژوهشکده مهندسی دارد و اگربنیاد یا کسی خواست در مورد وسایل توانبخشی و یا مناسب سازی راهنمایی بگیرد،می تواند به پژوهشکده مراجعه نماید.اگرزبان تعدادی از جانبازان  مو درآورد، تعجب ندارد چون، دراین چندین سال، هنوز در ورود،ازسطح شیبدار، به  ساختمان پژوهشکده ، جان خودرا کف دست میگذاریم  و وارد ساختمان های بنیاد می شویم ، چه رسد به  داخل ساختمان ها که بهتر از ورودی ها نیست.و اگر جانبازی در این ساختمان پژوهشکده مهندسی بنیاد صدمه ببیند آیا رئیس بنیاد می تواند تا آخر عمر  عذاب وجدان داشته باشد ؟!!

 

متأسفانه  قانون دراینگونه موارد،حامی،شاکی،متهم،قاضی ، همه و همه ،خود بنیاد را ، قرار داده

 

مدیریت : 

درکدام دانشگاه درس مدیریت گرفته اید؟!  اولین درسی که در،دانشکده مدیریت دانشگاه تهران ، به ما، دادند بکارگیری متخصصین مدیریت  در پست های مدیریتی ، و پزشکان در پست تخصصی خودشان بود ،نه مدیریت! شاید به همین دلیل بنیاد حافظ منافع دو شرکت خارجی شده و به حفظ جان جانباز اهمیتی نمیدهد و صندلی چرخدار و دستگاه تسهیل کننده راغیراصولی تهیه و توزیع نموده اند .

 

درموردجانباز« رجبی ثانی» که در زندان شهید شد،با کوتاهی درمسئولیت،واقعاً مارا ناامید نموده اید.اماخدایی هم هست

 

آقای دهقان بدانید و آگاه باشید:امیدوار بودیم،بااستفاده ازفناوریها مانند دوربین مداربسته و امثال اینها نظارت رابیشترکنید به توصیه رئیس جمهور  محترم  بامردم و جامعه هدف ارتباط رابیشترنمایید امابجای این با نگهبان های زیاد و درب های بیشتر ، حصارها را بیشتر کرده اید ودرنتیجه برخوردهای بسیار زننده و توهین آمیز باجامعه هدف وازهمه بدتر بیرون انداختن جانباز شیمیایی ،اعصاب و روان !! ازساختمان  دست شما درد نکند !!  بی انصافی نمیکنم و اعتراف میکنم   هنوزکمی مانده  به مدیریت های قبلی برسید  که ،  به جانبازفحاشی میکردند وکتک میزدند  و زندان هم ، میانداختند .

 

درمدیریت های قبلی، باانگیزه فسادمالی واقتصادی و...،گاهی داروهای خارجی مفید، برای جانبازان شیمیایی تهیه و به درب منزل  میفرستادند، ‌گاهی وسایل توانبخشی وامکانات درمانی و فیزیوتراپی و اعزام بخارج وامثال اینها را، برای بعضی بیشترانجام می دادند، درشخص شما، ندیدم‌ فسادمالی  داشته باشید، ولی ظلم را بالسویه  انجام میدهید با اتخاذ  روش های مدیریتی  بسیار ضعیف ، مصداق ضرب المثل »نه خود خورد، نه کس دهد  «شده اید!!!.بویژه کمیسیون تعیین درصد را قول اصلاح اساسی داده بودید.

 

پاسخگویی :

چندسال پیش جنابعالی و آقای رئیس جمهور خاتمی،ازآسایشگاه امام دیدارنمودید و بیش از300 نامه ودرخواست،‌تقدیم رئیس جمهور  شد ومتأسفانه بر خلاف قول صریح آقای خاتمی، همه نامه ها به بنیادرسید، به استناد نامه 2495 /ش  مورخ 6/5/83  ریاست جمهوری. اقدامی ناقص برای  30 نفر انجام شدوبنیادبقیه نامه هارا با ذکرجمله»اقدامی ندارد « به صاحبان نامه ها پس داد،جنابعالی باورنکردید ،نوروزگذشته، برای نمونه بیش از25 نامه را،ازبنده گرفتید وتأکیدکردید رسیدگی می نمایید!؛  47نامه درمراسم افطاری سال گذشته بنیاد، وضرب العجل رسیدگی یکهفته ای جنابعالی  به چه سرنوشتی دچارشد؟ !  چه رسدبه 300نامه واین 25نامه که  آثاری ازاقدام آنهارا هنوز،  پیدانکرده ایم !!!.

 

در 25نامه ، جانبازوآزاده وخانواده جانبازوشهید وکارکنان آسایشگاه بودند . متأسفانه این است وضع جنابعالی ! در پاسخگویی

 

نتیجه:

پیشنهادها و نامه های زیادی، سال گذشته به شما تقدیم نموده وموضوعات بهداشت ودرمان را،دو نسخه هم به معاونت بهداشت ودرمان  ودفترمناقصات،ارائه نموده ام وبنظرمیرسدهمه نیست شده،نامه های امسال رابه دبیرخانه هم ارائه نموده ام ودررایانه موجود است.

 

اگراجازه اظهارنظرداشته باشم،‌ میگویم،این روش ومنطق مدیریتی غلط است،که فرمودید: » نمی توانم به فکرتعدادی جانبازباشم  وباید به فکر  تمامی200/1 میلیون نفرجامعه هدف باشم!!.« به این علت ،غلط است که،» نوش داروی بعداز مرگ سهراب، برای قهرمانان دفاع مقدس ، دیگراثری نخواهد داشت«.!! اسامی جانبازان در خطر را برای نمونه نام می برم :‌ آقایان ،تمدن ،برمنی،ابوبکرفتاحی ، مهدیان،  یا  جانبازان دیگر آسایشگاه ها و حتی اعصاب وروان »صدر« هم  در خطرند!!!. فکر می کنم دیگر جایز نیست صبر کنیم تا جانبازی شهید بشود. اولین فرصت، یا شاید هفته دیگر، ‌پاسخ نگیرم، اقدامات لازم را انجام خواهم داد،  ومسلماً  اگرعاقبت خود را به مقام فروخته باشید،  و  به منصب دنیایی دلبسته باشید ،خوشحال نخواهیدشد.حرف وطرح و پیشنهادات ونامه های بسیاربسیاری بود، واین مشت ، نمونه خروار.

 

ختم کلام   بعدازنتیجه گیری، جملة‌ آخر رامی گویم : » درحال حاضر حفظ جان قهرمانان دفاع مقدس برهرکاری اولویت دارد  و دراین راه حاضرم  جان ناچیز و آبروی خود را هم بدهم    «   تمام .  تا پاسخ نگیرم باشما کلامی نخواهم داشت .    

                             خدانگهدارهمگی  و   دعای خیر برای ایثاگران

 

  تاجدولتی

دوشنبه 10 اردیبهشت ماه سال 1386

 

روزی نیست که خبر شهادت جانبازی از جانبازان دفاع مقدس را نشنویم

هر روز گلی از گلستان انقلاب پرپر می شود. قهرمانان عرصه جهاد و نبرد دیروز امروز چه غریبانه ردای مرگ را بر سر می کشند واقعا چه کسی مقصر است که این اسطوره های صبر و استقامت چنین زود پژمرده می گردند.

بنیاد شهید و امور ایثارگران چه جوابی دارد و آیا کسی هست که از آنان بازخواست کند.

 

نمونه این شهدا شهید «محمد صادق مهدیان» است که چندی پیش بر سر عدم رسیدگی کامل و درست به شهادت رسید

ما برای قضاوت خوانندگان عزیز نامه خانواده این شهید را که پیش از شهادت به بنیاد نوشته اند و مصزانه خواهان رسیدگی به وضعیت بغرنج این جانباز شده بودند را درج میکنیم:

به نام خدا

 

احتراماً به استحضار میرساند جانباز آقای محمد صادق مهدیان (70%-قطع نخاع) حدود 2 ماه است در بیمارستان «آنتونیوس» شهر کلن آلمان بستری شده ولی متأسفانه هیچگونه مداوایی در مورد ایشان انجام نگرفته است و در واقع علاوه بر مشکلات جسمی دچار مشکلات روحی هم شده اند.

خلاصه ای از وضعیت درمانی چند ساله اخیر ایشان را به اطلاع میرسانیم: در سال 81 زخم بستر و کسالت و عفویت آقای مهدیان روز افزون شده و معاونت بهداشت و درمان بنیاد (آقای دکتر) وضعیت اورژانسی و اعزام به خارج جانباز را در نامه شماره 5/3/81-28641/6/17/-7 به اطلاع مسئول وقت بنیاد رسانده و ایشان موافقت کردند؛ بعد از مدتی طولانی بدون برنامه ریزی و تأمین هزینه درمان، جانباز را به انگلستان فرستادند و در آنجا در اولین فرصت پزشکان مطابق طرح درمانی بیمارستان «رویال نشنال اورتوپدی» لندن، پیشنیاز های اقدامات درمانی لازم را شامل: آنتی بیوتیک تراپی گسترده جهت کنترل عفونت، انجام کلوستومی، دبریدمان وسیع استخوان و بافتهای نکروزه و در نهایت ترمیم زخم بستر، توسط یک تیم پزشکی کامل (ارتوپدی-ارولژی-عفونی-ترمیمی-جراحی عمومی)، بمدت شش ماه و برآورد هزینه بمبلغ 000/225 پوند اعلام نمودند. ولی حتی یک ریال از طرف بنیاد ارسال نشد و ما خانواده جانباز هرتلاشی کردیم بی نتیجه ماند.

جانباز بعد از 6 ماه بلاتکلیفی و آوارگی بادلی شکسته و بدنی عفونی تر از قبل به ایران بازگشت.

          بعد از روی کار آمدن آقای دهقان و ملاقاتی که با جانباز داشتند، قول دادند در اولین فرصت به خارج اعزام کنند. اگر چه مدت زیادی طول کشید، بالاخره مورخه 5/8/84 علی رغم سوابق و ضرورت اعزام به «انگلستان». وی را به آلمان فرستادند، در حالیکه بیشتر پزشکان بیمارستان مربوطه ایرانی هستند با تخصصی در حد پزشکان ایران و غیر مرتبط با این نوع بیماری خاص. نه توانایی درمان دارند و نه اجازه تعویض بیمارستان را می دهند در حالیکه حدود 100 هزار دلار برای هزینه های درمانی به همراه وی فرستادند لیکن دست نخورده و خرج نشده و هیچ اقدام مفیدی هم انجام نگردیده و 2 ماه است که به این منوال می گذرد و آقای محمد صادق مهدیان به انتظار درمان در روی تخت بیمارستان روز شماری می کنند.

خلاصه:    با توجه به اینکه از تاریخ 5/3/81-28641/6/17/-7 مستنداً به اورژانسی بودن اعزام جانباز تصریح گردیده و هنوز تاکنون هر اقدامی بی سرانجام بوده و بوضوح امکانات درمانی انگلستان در حد مطلوب اعلام گردیده است، تقاضا داریم قبل از از دست رفتن جانباز و فرصت و پشیمانی، اقدام لازم- اعزام از آلمان به انگلستان- و تأمین هزینه-انجام بشود.

                                                                                                         با تشکر فراوان

                                      خانواده چشم انتظار جانباز محمد صادق مهدیان

 

1 2 >>