X
تبلیغات
رایتل
دست ما کوتاه و تیر اهانت بر قلب ما - روزنوشت های جانبازی

روزنوشت های جانبازی

دست نوشته های یک جانباز وبگرد

چهارشنبه 18 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 12:44 ب.ظ

دست ما کوتاه و تیر اهانت بر قلب ما

بعضی زندگی ها زندگی استثنائیست. 

 

با ویژگی هایی که در زندگی مردم عادی یافت نمی شود. زندگی از نوع دیگر، زندگی  خاص و ویژه  اما در در اوج محبت و دلدادگی و عشق. 

 

زندگی مردان و زنانی که با وجود همه سختی ها و مشکلات با پشتکاری ستودنی زندگی شیرینی برای خود ساخته اند.  

 

 

 

 

 

نمونه اینگونه زندگی ، زندگی دو کبوتر عاشق ویلچر نشین است. 

 

دوستی دارم که معلول ویلچر نشین است و همسری دارد که او نیز جانباز ویلچر نشین . 

زن و شوهری که هر دو بر روی چرخ ویلچر زندگی مشترک و خوب و شیرینی دارند. 

جمع عاشقانه آنان را شمع وجود فرزندی روشن کرده است. 

با زحمت این دو زوج الحمدالله فرزندشان نهالی برومند گشته و در دانشگاه تحصیل می کند. 

 

در سالیانی که این دو در کنار هم و با زندگی خوب و پرمحبت و شیرینی ساخته اند بارها مشکلات جسمی و مادی برای آنها پبش آمده که صبر و درایت و روحیه باز و شاد این مشکلات را پشت سرنهادند و خم به ابرو نیاورند. 

 

اما در میان مسائلی در اجتماع برای آنان پیش آمده که قلب آنها را شکسته و روح بلندشان را دچار افسوس و افسرده ساخته و آن چیزی نیست بجز برخورد نامردمانی که هیچشان بویی از مروت نیست. 

 

آخرین نمونه چند روز پیش بوقوع پیوست: 

 

این دو زوج ویلچری به بانک پاسارگارد شعبه شهرک امید مراجعه می کنند . این شعبه (طبق معمول اکثر شعب) قابل تردد و ورود برای آنان نبود  

از رئیس بانک می خواهند با توجه به شرایط، یکی از کارمندها را بفرستد تا کار بانکی آنها را انجام دهد. 

از رئیس بانک می شنوند که به ما ربطی ندارد اگر بیائید داخل کارتان را انجام می دهیم . بخشنامه ای نداریم که کارمند بفرستیم جلو در کار شما را انجام دهد. 

 

دو کبوتر عاشق داستان ما در حالیکه با قبلی شکسته از کنار شعبه حرکت می کنند می بینند رئیس بسیار محترم در پشت شیشه ایستاده و با لبخندی ملیح آنان را بدرقه می کند. 

 

 دوست ما پیش خود زمزمه می کرد:  

 

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن
با مردم بىدرد ندانی که چه دردی است؟

 

 دست ما کوتاه و تیر اهانت بر قلب ما.